دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧ - ٢/ ١٣ زهرى
مرگش.[١]
٢/ ١٣: زهرى
٧٩١. زهرى مىگويد كه: به شدّت در پى اين امر بودم تا آن جا كه مال قابل توجّهى در راه آن، هزينه كردم و به عَمرى (نايب دوم) رسيدم و به خدمت و ملازمت او مشغول و سپس صاحب الزمان عليه السلام را از او جويا شدم. به من گفت: راهى به آن نيست و من سر تسليم فرود آوردم. او پس از آن به من گفت: فردا صبح بيا. من [فردا] حاضر شدم و عَمرى همراه جوانى از من استقبال كرد كه از زيباروترين مردم و خوشبوترين آنها و در زىّ بازرگانان بود و در آستينش، چيزى مانند آنچه بازرگانان دارند، داشت.
هنگامى كه به او نگريستم، به عَمرى نزديك شدم. او به من اشارهاى كرد و من به آن جوان نزديك شدم و سؤالهايم را پرسيدم و او به همه آنها پاسخ داد. سپس رفت تا به خانه وارد شد و آن، خانه مجلّل و بزرگى نبود.
عَمرى گفت: اگر مىخواهى سؤال كنى، بپرس كه او را پس از اين نمىبينى! من رفتم تا بپرسم؛ ولى نشنيد و به درون خانه رفت و بيش از اين با من نفرمود كه:
«ملعون است، ملعون، كسى كه نماز عشا را تا آن جا به تأخير اندازد كه همه ستارهها پديدار و انبوه شوند![٢] ملعون است كسى كه نماز صبح را تا آن جا به تأخير اندازد كه ستارهها ناپديد شوند» و به درون خانه رفت.[٣]
[١]. الغيبة، طوسى: ص ٢٤٨ ح ٢١٨، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٨٩، الخرائج و الجرائح: ج ١ ص ٤٦٠ ح ٥( با عبارت مشابه)، السلطان المفرِّج عن أهل الإيمان: ص ٥٤ ح ٩، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٥١ ح ٣٦.
[٢]. به احتمال فراوان، در اين جا مقصود، نماز مغرب است و عشا به معناى غروب است و يا راوى اشتباه گزارشكرده؛ زيرا آغاز وقت فضيلت عشاء، فراگير شدن كامل شب، يعنى همان پيدا شدن همه ستارههاست. در اين باره، ر. ك: كتاب من لايحضره الفقيه: ج ١ ص ٢٢٠، تهذيب الأحكام: ج ٢ ص ٣٣ و ٢٥٤ ح ٤١، و ص ٢٥٧ ح ٦١، م.
[٣]. الغيبة، طوسى: ص ٢٧١ ح ٢٣٦، الاحتجاج: ج ٢ ص ٥٥٧ ح ٣٥٠، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ١٥ ح ١٣.