دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧ - ٢/ ٥ ابو عبد الله صالح
گفتم: بله، سَرورم!
فرمود: «امسال را با آنها به حج مرو و برگرد. سال بعد حج بگزار».
آن گاه هميانى را كه در برابرش بود، به طرف من انداخت و فرمود: «اين را خرج راهت كن و در بغداد نزد فلانى- كه نامش را بُرد- مرو و او را از چيزى [از اين ملاقات] مطّلع مكن».
[آرى، او] به نزد ما در شهر بر گشت.[١]
بعد، چند پيك نزد ما آمدند و خبر دادند كه ياران ما [كه براى حج رفته بودند]، از گردنه برگشتهاند.
غانم به خراسان رفت و سال بعد كه شد، به حج رفت و از سوغاتىهاى خراسان براى ما [به قم] هديه فرستاد. او مدّتى در خراسان اقامت كرد و سپس از دنيا رفت.
خدايش بيامرزد![٢]
ر. ك: ص ٧٤ (كابلى).
٢/ ٥: ابو عبد اللَّه صالح
٧٨٠. ابو عبد اللَّه بن صالح[٣] گفته است كه: او (امام زمان عليه السلام) را ديد [م] كه نزد حجر الأسود- كه مردم همديگر را براى استلام آن گرفته و كنار مىكشند- مىفرمايد: «به اين [كار]، فرمان نيافتهاند!».[٤]
[١]. در شرح اصول الكافى مازندرانى( ج ٧ ص ٣٣٩) و مرآة العقول( ج ٦ ص ١٧٨) آمده است: جمله« او نزد ما به شهر برگشت»، از عامرى است و مراد از شهر، شهر مقدّس قم است.
[٢]. الكافى: ج ١ ص ٥١٥ ح ٣، الخرائج و الجرائح: ج ٣ ص ١٠٩٥ ح ٢١( با عبارت مشابه). نيز، ر. ك: كمال الدين: ص ٤٩٥.
[٣]. كلينى چند روايت از او نقل مىكند كه دلالت بر رؤيت و علاقه او به امام مهدى عليه السلام دارد( ر. ك: ج ٤ ص ٣٣١ ح ٧٠٢). در برخى منابع،« عبد اللَّه بن صالح» آمده است.
[٤]. الكافى: ج ١ ص ٣٣١ ح ٧، الإرشاد، مفيد: ج ٢ ص ٣٥٢( با عبارت مشابه)، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٤٠، الصراط المستقيم: ج ٢ ص ٢٤٠، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٦٠ ح ٤٦.