دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١ - ١/ ١٣ كامل بن ابراهيم
ابراهيم مدنى[١] را به خدمت امام عسكرى عليه السلام فرستادند. كامل مىگويد: با خود گفتم:
از او مىپرسم: آيا تنها، كسى كه به معرفت و باور، مانند من باشد، به بهشت مىرود؟ هنگامى كه بر سَرورم امام عسكرى عليه السلام وارد شدم، به لباس سپيد نرمش نگريستم و با خود گفتم: ولى و حجّت خدا، خود، لباس نرم و لطيف مىپوشد و به ما فرمان مىدهد كه با برادرانمان همدردى و همراهى و يارى كنيم و ما را از پوشيدن اين گونه لباسها باز مىدارد!
امام عليه السلام لبخندزنان فرمود: «اى كامل!» و آستينهايش را بالا زد. ديدم جامهاى پلاس سياه و زبر، روى پوستش است» [و فرمود:] «اين، براى خدا و اين، براى شماست».
بر او سلام دادم و نزديك درى نشستم كه پردهاى بر آن آويخته بودند و باد آمد و پرده را بالا زد و ناگهان جوانى چهاردهساله يا مانند آن را ديدم كه به پاره ماه مىماند.
به من فرمود: «اى كامل بن ابراهيم!».
من از اين ندا بر خود لرزيدم و به من الهام شد كه بگويم: بله بله، اى سَرورم!
فرمود: «به نزد ولىّ خدا و حجّت و درگاه او آمدهاى تا از او بپرسى: آيا تنها، كسى كه به معرفت و باور توست، به بهشت مىرود؟».
گفتم: آرى، به خدا سوگند!
فرمود: «در اين صورت، وارد شونده به بهشت، كم مىشود. به خدا سوگند،
[١]. كامل بن ابراهيم مدنى، از ياران امام عسكرى عليه السلام است كه به ديدار حجّت عليه السلام مشرّف شد و او از نيكان شيعهبود. نام وى مختلف آمده است: كافور به جاى كامل و مزنى و مدائنى به جاى مدنى آمده است( ر. ك: مستدركات علم رجال الحديث: ج ٦ ص ٢٩٥ ش ١١٩٥٣ و ص ٢٩٦ ش ١١٩٥٥، معجم رجال الحديث: ج ١٥ ص ١٠٥، تنقيح المقال: ج ٢ ص ٣٥ ش ٩٨١٨، منتخب الأنوار المضيئة: ص ٢٥٣).