دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٨ - ٤/ ٤ علامه حلى
٤/ ٤: علّامه حلّى
٨٦٥. ميرزا محمّد تنكابنى مىگويد: از آخوند ملّا صفر على لاهيجى[١] شنيدهام از استادش آقا سيّد محمّد فرزند آقا سيّد على صاحب مناهل[٢] حكايت مىكرد كه مىفرمود:
علّامه[٣] در شب جمعهاى، تنها به زيارت سيّد الشهدا مىرفت و بر درازگوشى سوار و تازيانه بر دستش بود. در ميانه راه، شخص عربى پياده به علّامه پيوست و با هم به گفتگو پرداختند. چون قدرى با هم سخن گفتند، بر علّامه معلوم شد كه اين شخص، مرد فاضلى است. پس در باره مسائل علمى با هم صحبت كردند و علّامه فهميد كه آن شخص، بسيار عالم و بافضيلت است. علّامه، مشكلات علمىاش را از آن شخص سؤال مىكرد و آن شخص مشكلات و معضلات او را حل مىنمود تا اين كه سخن به مسئلهاى رسيد و آن شخص، فتوايى فرمود كه علّامه، منكر آن شد و گفت كه: حديثى بر طبق فتوا نداريم.
آن مرد فرمود: «شيخ طوسى، حديثى در اين باره در كتاب تهذيب ذكر كرده است.
شما از اوّل كتاب تهذيب، فلان قدر ورق بشماريد. در فلان صفحه، در فلان سطر، اين حديث، مذكور است».
علّامه در حيرت بود كه اين شخص كيست. از آن مرد پرسيد كه: آيا در اين زمان- كه غيبت كبراست- مىتوان صاحب الأمر عليه السلام را ديد يا نه؟
در اين هنگام، تازيانه از دست آن مرد افتاد. پس خم شد و تازيانه را از زمين
[١]. صفر على لاهيجى قزوينى( م قبل از ١٢٦٤ ق): وى شاگرد سيّد محمّد مجاهد و سيّد محمّدباقر حجّة الإسلاماصفهانى است. وى تأليفاتى دارد از جمله: رسالة فى الدراية و الفقه الاستدلالى( أعيان الشيعة: ج ٧ ص ٣٨٩ ش ١٣٥٤، قصص العلماء: ص ٩٢).
[٢]. سيّد مجاهد امير سيّد محمّد بن امير سيّد على بن امير محمّد على طباطبايى حائرى( م ١٢٤٢ ق). است. المناهل، كتاب وى در فقه است.( ر. ك: الذريعة: ج ٢ ص ٢٥٣ ش ١٠١٩ و ج ٢٢ ص ٣٥٢ ش ٧٤٠٣).
[٣]. منظور علّامه حلّى( م ٧٢٦ ق) است( ر. ك: ص ٩٦ ح ٨١٢).