دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٤ - احاديث عمومى غيبت
وجود ندارد.
سه. منكران رؤيت، به پاسخ عَمرى (نايب دوم امام) به شخصى به نام احمد بن ابراهيم نيز استناد كردهاند. او شوق به ديدار امام را با عَمرى در ميان نهاده و وى پاسخ داده است:
لَا تَلْتَمِسْ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَنْ تَرَاهُ فَإِنَّ أَيَّامَ الْغَيْبَة يُشْتَاقُ إِلَيْهِ وَ لَاتَسْأَل الِاجْتِمَاعُ مَعَهُ إِنَّهُ عَزَائِمُ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لَهَا أَوْلَى وَ لَكِنْ تَوَجَّهْ إِلَيْهِ بِالزِّيَارَه.[١]
اى ابو عبد اللَّه! نخواه كه او را ببينى؛ چرا كه در زمان غيبت، شوق به ديدار او هست، و نخواه كه با او ديدار كنى. نديدن امام، تصميمى الهى است و تسليم در برابر آن، شايستهتر است. مىتوانى با زيارت، به او توجّه نمايى.
وجه استدلال، آن است كه ظاهر روايت بر عدم امكان ديدار امام عليه السلام دلالت دارد و از آن در مىيابيم كه در زمان غيبت، وظيفه ما توجّه و زيارت و اشتياق قلبى است؛ امّا درخواست ديدار و در كنار امام قرار گرفتن، ممنوع است؛ زيرا بيان نموده كه اجتماع با امام عليه السلام درخواست نشود؛ چون عدم ديدار امام، تصميم الهى است.
پاسخ، اين است كه: با صرف نظر كردن از عدم استناد اين سخن به امام، مىگوييم:
اوّلًا اين گفتگو در روزگار غيبت صغرا و حضور نايب خاصّ ايشان بوده است.
ثانياً يك گفتگوى شخصى است و ممكن است اين فرد، استحقاق و صلاحيت تشرّف را نداشته است.
افزون بر اين و بر فرض فراگيرىِ اين سخن نسبت به روزگار غيبت كبرا و همه شيعيان، حكمى عام است كه مىتواند به وسيله ادلّه ديگر، تخصيص زده شود و اساساً ناظر به ملاقاتهايى كه امام زمان عليه السلام، خود در پى تحقّق آن هستند، نيست.
[١]. المزار الكبير: ص ٥٨٥.