دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٤ - ٣/ ٤٢ شفا دادن بيمار به نقل دكتر عبد الحسين تبريزى
سرطان است و قابل معالجه نيست. خوب است برود تهران، شايد با وسايل قوّه برقى و الكتريكى، نتيجه گرفته بشود. چنان كه آقاى دكتر ابو القاسم خان و خود بنده در اوّل، همين تشخيص سرطان را داده بوديم، مشار إليها، علاوه بر اين كه حاضر به رفتن تهران نبود، مزاجاً به قدرى عليل و لاغر شده بود كه ممكن بود در دو فرسخ حركت، تلف بشود. در اين هنگام، زير شكم، كاملًا متورّم شده و يك غدّه در زير شكم در محلّ رَحزم، تقريباً به حجم يك انار بزرگ به نظر آمد كه غالباً سبب فشار مثانه و حبس البول مىشد و بعد پستانها متورّم و صلب شده، خواب و خوراك به كلّى از مريضه سلب شده. ناچار بودم براى مختصر تخفيف درد، روزى دو دانه آمپول دو سانتى كنين مرفين، تزريق مىنمودم كه اخيراً آن هم بىفايده و بىاثر ماند، تا يك شب به كلّى مستأصل شده، مقدار زيادى ترياك خورده بود كه خود را تلف نمايد. بنده را خبر دادند كه جلوگيرى از خطر ترياك، به عمل گرديد. چون چند سال بود كه اين خانواده- كه از محترمين و معروفين اين شهر هستند-، با بنده مربوط و طرف مراجعه بودند، خيلى اهتمام داشتم؛ بلكه فكرى جهت اين بيچاره كه فوق العاده رقّتآور بود، بشود و از هر جهت مأيوس بودم؛ زيرا يقين داشتم سرطان، شعب و ريشههاى خود را به خارج رَحِم و مبيضهها[١] دوانيده و مزاج هم به كلّى، قواى خود را از دست داده است. براى قطع خيال مشار إليها قرار گذاشتم آقاى دكتر معاضد، رئيس بيمارستان رضوى- كه متخصّص در جرّاحى است- هم معاينه نمايند.
ايشان پس از معاينه به بنده گفتند: چاره منحصر به فرد به نظر من، خارج كردن تمام رحم است. من هم به مشار إليها گفتم كه: شما اگر حاضر به عمل جرّاحى هستيد، چاره منحصر است؛ و الّا بايد همين طور بمانيد. گفت: بسيار خوب. اگر در
[١]. تخمدانها.