در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٧٥ - تفاوت قلب و صدر
بنابراين مركز، صدر است و مرتبهاى وسيعتر از قلب است.[١]
در عرف مردم قلب به آن جسم صنوبرى شكل مىگويند كه درون سينه قرار گرفته و محل پمپاژ خون به ساير اعضاء بدن است و خون توسط سياهرگ وارد قلب مىشود و بوسيله سرخ رگ خارج مىگردد. در قديم مىگفتند مغز مركز علم است و قلب مركز احساس و نصف شخصيت انسان، آن مقدار كه مربوط به احساس و عواطف است مربوط به قلب است، ولى تجربه خلاف آن را ثابت كرده و با پيشرفتهاى پزشكى و جراحى و پيوند قلب اين نكته بدست آمده كه اگر قلب فرد سخاوتمندى را در بدن فرد بخيل قرار دهيم طبق ديدگاه قديم بايد احساسات و عواطف فرد اول، به فرد دوم منتقل شود و مثلًا فرد بخيل به فرد سخاوتمند تبديل شود و احساسات او زودتر تحريك شود، در حاليكه خلاف آن را مشاهده مىكنيم و مىبينيم با اينكه قلب فرد سخاوتمند را درون سينه فرد بخيل گذاشتهاند اما هنوز آن فرد بخيل است و اطباء نيز بر اين صحه گذاشتهاند، بنابراين معلوم مىشود مركز علوم و احساسات مغز است نه قلب افراد. اينكه در عرف مردم رايج است مثلًا بعد از در آغوش گرفتن فرزند خود مىگويند (دلم آرام گرفت) اين دلم، قلب نيست بلكه از باب مجاز است و در واقع تمام اينها ابزارى است كه توسط مغز كنترل مىشود.
چشم و گوش نيز ابزارى است كه مركز هدايت آن در قلب مىباشد و در واقع شخصيت روحى و روانى انسانها به اين چيزها بستگى ندارد و قلب را در آن سهمى نيست.
[١]. مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن، ج ٦، ص ٢٥٠، ذيل ماده« صدر».