در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٦٦ - بحثى پيرامون حروف مقطعه
ثالثاً، وقتى قرآن نازل مىشد پيامبر اسلام دستور مىداد كه تمام آنچه را كه نازل مىشد بنويسند. فلذا تا سال سيزدهم تمام آيات و سورههاى نازل شده مكتوب بود و كتاب اشاره به همان مكتوبات است. برخى هم قائلند: كتاب از كتب به معنى جمع مشتق شده است، زيرا اوراق قرآن به امر پيامبر جمعآورى مىشد.
(لاريب فيه): ريب در لغت به معنى شك و ترديد مىآيد و ابن عباس و مجاهد نيز همين نظر را دارند. برخى هم گفتهاند اين جمله به معنى جمله امرى است، يعنى (تَيقَنُوه ولا تَرتابُوا فيه؛ به آن يقين پيدا كنيد و در آن شك نكنيد).[١]
در قرآن كريم هيچگونه ترديدى نيست، زيرا اين كتابى است كه در طول بيست و سه سال، در سفر و حضر، جنگ و صلح، شدت و راحتى و ... بر پيامبر نازل مىشد با اين حال وقتى آيات آن را مطالعه مىكنيم، در قالب كلى آن هيچگونه تفاوتى نمىيابيم و متد و روش آيات يك جور و يك دست است. چنين نيست كه آيات جنگ با آيات صلح تفاوت كند، بلكه آياتى كه در بحران جنگ نازل مىشد با آياتى كه در كمال آسايش و راحتى نازل مىشد همه يك دست هستند و اين يكى ازخصايص مهم قرآن كريم است. اگر قرآن كلام بشر بود در موقعيتهاى مختلف بسيار با هم تفاوت داشت، به همين خاطر شك و ترديد در كلام الهى راه ندارد، زيرا از منبعى سرشار از حكمت و علم سرچشمه گرفته است و از آنجا كه در ذات الهى شك
[١]. شيخ طوسى، التبيان، ج ١، ص ٥٣.