در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٦٥ - بحثى پيرامون حروف مقطعه
به صورت وحى نازل شده است و همانند تورات نبود كه به صورت لوح نازل شده باشد وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيءٍ مَّوْعِظَة[١]؛ و براى موسى در الواح از هر چيزى [موعظه و پند] نوشتيم. بر خلاف قرآن كه فرشته وحى بر پيامبر نازل مىكرد و آن حضرت براى صحابه مىخواندند و آنها نيز مىنوشتند. ازطرف ديگر همانطور كه مىدانيم (كتاب) بر وزن (فعال) به معنى مكتوب مىآيد و مصدر به معنى مفعول است. مانند (خلق) به معنى مخلوق.[٢]
با اين توضيح كه تمام قرآن كريم در هنگام نزول اين آيات، هنوز نازل نشده بود و سوره بقره بر طبق نص مورخان هشتاد و هفتمين سورهاى است كه نازل شده است و هنوز برخى از سورهها نازل نشده بود تا چه رسد كه مكتوب هم باشد. حال با اين مشكل آيا مىتوان (كتاب) را به معنى قرآن گرفت؟ اما اگر مراد از (كتاب) را تورات و انجيل بگيريم مشكل حل مىشود.
در پاسخ مىگوييم: اولًا، دليلى نداريم كه مراد از كتاب تورات و انجيل است و روايات وارده در اين باره قابل اعتماد نيستند، زيرا تصحيح سندى نشدهاند، علاوه بر اين كه رواياتى وجود دارد كه مراد از كتاب، قرآن است.
ثانياً، با آيات بعدى كه كتاب را هادى براى متقين مىداند چه كنيم؟ همان اشكال پيشين تكرار مىشود.
[١]. سوره اعراف، آيه ١٤٥.
[٢]. ابن عاشور، التحرير و التنوير، ج ١، ص ٢١٩.