در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٣١ - رابطه فطرى انسان با خدا
تمام موجودات، اصل هستى و احتياجات خود را از خداوند ميگيرند و به زبان حال طلب ميكنند.
كُلَّ يوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
اين عبارت، عبارت عجيبى است. بعضى گفتهاند اين آيه در حقيقت، جوابِ يهوديان است كه معتقدند خداوند در شش روز جهان را آفريد و روز شنبه خسته شد و دست از كار كشيد و به استراحت پرداخت.
به همين جهت، يهود معتقد است كار كردن روز شنبه حرام است. ميگويند: در اين روز خداوند استراحت كرده است و ما نيز بايد استراحت كنيم. باز خداوند از قول يهود نقل ميكند كه: وَقَالَتِ الْيهُودُ يدُ اللّهِ مَغْلُولَة غُلَّتْ أَيدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ.[١] و يهوديان گفتند: دست خدا بسته است. دستهاى خودشان بسته و بياقتدار باد و به سزاى آنچه گفتند لعنت بر آنان باد! بلكه هر دو دست خدا باز است و قدرتش بيكران ...
خداوند در اين آيه گويا به يهود و همه كسانى كه مثل آنان فكر مىكنند جواب ميدهد كه خداوند هيچگاه خسته نميشود و هميشه در كار است و هر روز كارهايى بديع و متفاوت از قبل انجام ميدهد. خداوند در هر لحظه و هر روز نعمتهايش را بر بندگان ارزانى ميكند، روزى و حيات ميدهد، جان ميدهد و جان ميستاند، ماه و آفتاب را ميچرخاند. هر تغييرى كه در عالم مشاهده ميكنيد مستند به خداوند است. دست خدا بسته نيست، خداوند هميشه و همواره فياض و خلاق
[١]. سوره مائده، آيه ٦٤.