در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٧ - فضيلت سوره حمد
مىدهد، مؤسسهاى بنياد مىگذارد، كتابى مىنويسد، باغى احداث مىكند، مدرسه يا دانشگاهى ايجاد مىنمايد، به نام دوستى، عزيزى و بزرگى مورد علاقه، آن كار را انجام مىدهد تا عمل او، با اين نسبت، متبرك باشد، يا مادامى كه اين كار و عمل باقى بماند نام آن عزيز و بزرگ هم زنده و پايدار باشد. گاهى نوزادى را به نام عزيز از دست رفتهاى نامگذارى مىكنند تا نام او زنده باشد و با ديدن اين كودك به ياد آن عزيز از دست رفته باشند. بتپرستان عرب، كار خود را به نام «لات» و «عزّى» و ساير بتها انجام مىدادند[١]، خداوند تذكر مىدهد اگر بناست كارها به نام و ياد كسى انجام شود، آن كه مستحق اين اكرام است، خداست زيرا حقيقتى است باقى و جاودانى و هر چيزى كه به او نسبت داده نشود باطل و محو خواهد شد. بقاء و بركت هر چيز به قدر سهم و نصيبى است كه خدا در آن چيز دارد.
اين فكر بايد در همه چيز و همه جا جلوهگر باشد؛ در نامگذارى نوزادان به جاى عبدمناف، عبدالدار و عبدالعزى كه در جاهليت آن روز معمول بود و چه به جاى مهرداد و تيرداد و آذرداد كه در جاهليت معاصر معمول شده است، عبدالله و مهدى و ... نامگذارى شود، و به جاى شعار «اعْلُ هُبل اعْلُ هُبلُ» يا «إنَّ لنا عزّى و لا عزى لكم» شعار «اللهُ أعلى و أجَلّ» و «اللهُ مَولانا و لا مَولا لكم» سر داده شود.
آيه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اشاره بدين معنى است كه اين عمل من به خاطر خودم، زندگيم، هوى و هوسم و افكار باطلم نيست،
[١]. مراغى، تفسير مراغى، ج ١، ص ٢٨.