در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٨٠ - ويژگيها و نشانههاى شب قدر
در پاسخ به اين پرسش، مفسران دو دسته شدهاند: گروهى، با استناد به روايات شأن نزول كه مدت حكومت بنياميه را هزار ماه دانستهاند و يا اينكه مردى از بنياسرائيل هزار ماه لباس جنگ به تن داشت، ميگويند اينجا دقيقاً عدد هزار منظور است. افزون بر آن اصل در اعداد اين است كه براى شمارش و تعداد باشد، مگر اينكه قرينهاى بر خلاف بيابيم.[١] گروهى ديگر نيز، با استناد به آيه ٩٦ سوره بقره و ضرب المثل «واحد كألف»، هزار را در اين آيه بيانگر مبالغه در كثرت ميدانند.[٢]
به نظر ميرسد نظر دوم صحيحتر باشد و خداوند ميفرمايد شب قدر يك مزيت غيرزمانى دارد و زمان را هر چه مقايسه كنيد به پاى شب قدر نميرسد. روايات شأن نزول نميتواند خدشهاى به اين نظريه وارد كند، زيرا سندشان مشكل دارد.
آيه چهار
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَة وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ؛ در آن شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان براى هر كارى فرود ميآيند.
«تنزل» فعل مضارع و در اصل تتنزّل بوده است كه براى اختصار و راحتى يك تاء از آن حذف شده است. فعل مضارع دلالت بر تكرار و دوام ميكند، بنابراين «تنزل» بر اين نكته دلالت دارد كه نزول فرشتگان در شب قدر، در هر سال، تكرار ميشود. حال نزول فرشتگان
[١]. زمخشرى، الكشاف، ج ٤، ص ٧٨٠.
[٢]. ر. ك: ابن عاشور، التحرير والتنوير، ج ٣٠، ص ٤٠٤.