در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٧٥ - معناى قدر
بهصورت تدريجى در طول بيست و سه سال بر پيامبر (ص) وحى شده است.[١]
گروه دوم بر اين باورند كه اين قرآن با الفاظ و عبارات و خصوصياتش نميتواند يك جا و در يك شب نازل شده باشد، مگر آن كه به تأويل برخى از آيات مربوط به حوادث آينده بپردازيم.[٢] تعدادى از آيات قرآن ناظر به حوادث و نيازهايى است كه بعدا به وجود آمده و در اثر آن پيشامدها، پاسخهاى مناسب داده شده است. اگر تمام آيات يكجا نازل شده باشد معنايش اين است كه هنوز چيزى اتفاق نيفتاده و حادثهاى به وقوع نپيوسته، قرآن خبر ميدهد كه چنين شده است. در اين صورت بايد بگوييم قرآن قصد جدى از كلمات نداشته است و خداوند از اين نسبت منزه است. پس بايد گفت كه معانى قرآن بهصورت كلى در شب قدر بر قلب پيامبر (ص) نازل شده است بدون اينكه وارد جزئيات شود.[٣]
در اين باره روايات زيادى وجود دارد و مفسران بحثهاى مفصلى كردهاند كه اينجا مجال طرح آنها نيست.
معناى قدر
«قدر»، در لغت به معانى مختلفى بهكار رفته است: اندازهگيرى، ضيق، نهايت، مماثل، مقدار، وقار و منزلت.[٤] شب قدر را به اين دليل قدر گويند كه خداوند در آن شب تمام مسائلى كه در طول سال پيش
[١]. زمخشرى، الكشاف، ج ٤، ص ٧٨٠.
[٢]. مانند آيات: ١ سوره مجادله؛ ١٠٧، سوره توبه؛ ١، سوره عبس و تولى و ...
[٣]. معرفت، تاريخ قرآن، ص ٣٥- ٣٧.
[٤]. فيومى، مصباح اللغة، ذيل ماده قدر.