در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٥٥ - هدف هاى اين سوره
عمل خود باز دارد.
اگر اين شخص در راه هدايت و حق استوار مىبود و برابر مقتضاى فطرت سليم خود عمل مىنمود و به تقوى و پرهيزگارى امر مىنمود چه مىشد؟ انسانى مىشد بر سيرت فرشته، دور از آلودگى، داراى طهارت نفس و صحت عقل و داراى مقامى متناسب با مقام والاى انسانى.
و اگر چنين نباشد بلكه انسانى باشد كه تكذيب كننده هر حقى و روگردان از هر حقيقتى باشد آن گاه چه مىشود؟ انسانى مىشود عفريت صفت، شيطان پرست، دور افتاده و منحرف از فطرت و اين همان طغيان است كه از خودپسندى و خودسرى و احساس بىنيازى ناشى مىشود. آيا نمىداند خدا مىبيند؟ زيرا چيزى از او نهان نيست و او بر همه چيز قادر و توانا و عالم است. اين مهم نيست كه آيا منظور از «الذى» ابوجهل است يا امية بن خلف و منظور از «عَبْداً إذا صلّى» پيغمبر (ص) است يا سلمان، چرا كه در جهان مصاديق اين آيه همواره زياد بودهاند و زياد هم هستند.
از اين آيات كه تاكنون تفسير شد، معلوم مىشود كه تا اين جا و حتى تا آخر سوره همهاش يك سخن منسجم و منظّم است كه گفته شده و با تقطيع آيات شريفه كه پنج آيه در موقعيتى و زمانى نازل شده باشد و بقيه در موقعيت و هنگام ديگر، سازگار نيست.
آنهايى كه گفتهاند: پنج آيه اوّل يك جا و بقيه در زمان بعد نازل شده است، به دليل وجود آيه ٩ و ١٠ است كه ظاهراً به نظر مىرسد كه پس از تشريع نماز بوده است و اين امر با نزول نخستين آيه سازگار