در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٣٨ - اراده تكوينى - اراده تشريعى
هَذِهِ تَذْكِرَة فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلًا* وَ مَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يشَاء اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا* يدْخِلُ مَن يشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا[١]، ممكن است براى برخى اين سؤال به ذهن آيد كه ايمان و كفر انسانها به خواست و اراده خداوند مربوط بوده و در اختيار بندگان نمىباشد، زيرا آن كه ايمان آورده به خاطر مشيت الهى بوده و آن كه كافر گشته است نيز از روى اراده خداوند بوده است، پس انسان در اين مسير نقشى ندارد و در اين صورت عقوبت منكران و كفار و پاداش ايمان آورندگان چه معنايى دارد؟
آنچه به نظر مىرسد آن است كه به راستى اين مسأله يكى از اسرار دقيق جهان آفرينش است، چرا كه عدهاى خوشبخت گشته و عدهاى عصيان نموده و بدبخت مىگردند، و گره اين مسأله آن گونه كه شايسته است و آن گونه كه مورد فهم و پسند همه باشد، به درستى هنوز باز نشده است؛ برخى كيفيت خلقت و برخى ديگر بخت و اقبال و تصادف را؛ گروهى جامعه و محيط و تربيت و گروهى ديگر خدا را؛ عدهاى شيطان و عده ديگرى خود انسان را عامل اصلى اين امر دانستهاند؛ جبريون چيزى مىگويند و مفوّضه چيز ديگرى و گروه سومى «الأمر بين الأمرين» را قائل شدهاند.
در جواب اين مشكل بايد گفت: خداوند دو نوع مشيت و اراده دارد: ١- اراده تشريعى كه مربوط به مرحله بايدها و نبايدهاست؛ ٢- اراده تكوينى كه مربوط به مرحله هستها و نيستهاست.
[١]. سوره دهر، آيه ٢٩- ٣١.