در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٣٠ - رابطه فطرى انسان با خدا
هر كه در آسمانها و زمين است همواره حاجت خود را از او ميطلبد، زيرا از هر جهت به وى نيازمند است. هر روز (و هر زمان) خداوند در كارى بديع است غير از كارهاى گذشته و آينده. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار ميكنيد؟
در سوره الرحمن چند روال و سياق وجود دارد. تا اينجا خداوند نعمتها را يكى يكى ميشمارد و پس از ذكر نعمتها، انس و جن را به خاطر غفلت از نعمتها و انكار آنها سرزنش مينمايد. اما از اين آيات به بعد، روال و سياق عوض ميشود. از اينجا به بعد، ديگر صحبت از نعمت نيست. به عبارت ديگر تا اينجا مربوط به نشئه دنيا بود و نعمتهاى دنيايى، ولى از اينجا به بعد مربوط به نشئه آخرت و مسائل مربوط به حساب و كتاب اعمال و پاداشها و عقابها است. در آيات پايانى سوره نيز يك بار ديگر سياق و موضوعات عوض ميشود.
يسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
يسْألُ يعنى يطْلُبُ. هر كسى كه در آسمانها و زمين است از خداوند طلب ميكند. چه چيز را طلب ميكند؟ چيزهاى مورد احتياج خود را. موجودات، چه به زبان حال و چه به زبان گفتارى، نيازمنديهاى خود را در حدوث يا در بقاء از خداوند طلب مىكنند و اين درخواست و طلب از خداوند منحصر به انسانها و زبان گفتارى نيست، بلكه تمام موجودات، با زبان حال، همواره در حال خواهش و طلب احتياجات خود هستند. البته در آيه به «مَن» تعبير شده است و «مَنْ» براى صاحبان عقل و شعور به كار ميرود. از آنجا كه در اين سوره، خطاب خداوند به انس و جن و موجودات با شعور است، تعبير به «مَن» كرده است و الا