در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٢٨ - رابطه فطرى انسان با خدا
آيات بيست و شش الى بيست و هشت
كُلُّ مَنْ عَلَيهَا فَانٍ* وَيبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ* فَبِأَي آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
هر كه روى زمين است [از جنّ و انس] فانى خواهد شد. و پروردگارت كه شكوهمند و گرامى است با همه صفات ارجمند و زيبايش باقى است. پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را انكار ميكنيد؟ در اين آيه، خداوند تعبير به «مَن» كرده است، نه «ما». مَن در زبان عربى براى صاحبان عقل و شعور به كار ميرود و از آنجا كه خطاب خداوند در اين سوره به جن و انس است، فرموده است همه شماها فانى خواهيد شد و فقط پروردگارتان باقى است.
خداوند در اين آيه ميفرمايد: تمام انس و جن فانى و نابود ميشوند؛ اما در برخى روايات آمده است كه: (خُلِقْتُم للبقاءِ لا لِلفَناءِ)، شما براى بقاء و جاودانگى آفريده شدهايد نه براى فنا و نابودى. حال جمع بين اين دو مطلب چگونه است؟ وجه جمع آن به اين صورت است كه منظور از فنا در اين آيه شريفه، فناى مطلق نيست. منظور، مرگ است و مرگ يعنى انتقال از دنيا به آخرت. روح، واقعيت انسان است و هيچگاه نابود نميشود، بلكه به عالم برزخ و سپس به قيامت منتقل ميشود. بنابراين، فناى مطلق بر خلاف مذهب است؛ زيرا به عقيده ما ارواح فانى نميشوند و منظور فناى دنيوى است.
وَيبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ
وجه در انسان يعنى صورت، اما خداوند جسم نيست تا بگوييم