در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣١١ - رابطه فطرى انسان با خدا
وَضَعَ در مقابل رَفَعَ است. در مورد آسمان فرمود: «رَفَعَ السَّماء»، و براى أرض ميفرمايد: «وَضَعَها». براى أنام نيز معانى مختلفى ذكر شده است. مشهور، گفتهاند كه «أنام» به معناى ناس (مردم) است. اين كلمه جمع است و مفرد ندارد. بعضى گفتهاند اعم از ناس است و جن و انس را شامل ميشود. معناى ديگرى كه نوع تفاسير متذكر شدهاند، جنبنده است. جنبنده، يعنى موجود زنده؛ حال حيوان باشد يا انسان يا جن.
در اين زمين، انواع ميوهها براى شما مهيا شده است. يكى از ميوهها خرما است. درخت خرما، ابتدا دانههاى نارسى را درون يك غلافى نگهدارى ميكند و پس از اينكه به مرحلهاى از رشد رسيدند آنها را رها ميكند. «اكمام»، جمع كُمّ يا كِمّ به معناى غلاف درخت خرما است. «حبّ» نيز به معناى حبوبات است و «عصف» هم به معناى غلاف گندم است كه ما به آن سنبل يا خوشه ميگوييم.
خداوند پس از بيان نعمت آسمان، نعمت زمين را يادآور ميشود. همانطور كه ذكر شد، غفلت، انسان را از يادآورى نعمتها محروم ميكند. خداوند با يادآورى زمين و نعمتها و ميوههايى كه از آن به دست ميآيد، بار ديگر غفلت ما را گوشزد ميكند. يكى از اسباب غفلت، انس زياد است. انسان هرگاه با چيزى زياد انس و الفت و مراوده داشته باشد، به تدريج اهميت آن از نظرش ميافتد. اين زمين و آسمان و ميوههاى آن از نعمتهايى است كه از بس در آنها غرق هستيم، به آنها توجه نميكنيم و عظمت اين نعمتها را نميفهميم.
خود اين زمين و كره خاكى كه ما روى آن زندگى ميكنيم از بزرگترين نعمتهاى فراموش شده الهى است. خداوند با ذكر زمين،