در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٤٧ - رعايت مسائل اخلاقى در طلاق
گاه براى اين كه خود را بى تقصير و زن را مستحق اين طلاق نشان دهد، تهمتهايى را به آن زن وارد مىكند تا با اين تهمتها اموالى را كه به او داده پس بگيرد؛ مثلًا مىگويد اين زن دستش كج است و از خانه چيزهايى را برده، يا مىگويد با نامحرم رابطه نامشروع داشته است و .... خدا در اينجا اين مردها را توبيخ مىكند و مىفرمايد: آيا شما از زن مالى را كه دادهايد پس مىگيريد در حالى كه به او تهمت مىزنيد و گناه آشكارا مىكنيد؟
آيه بيست و يك
وَكَيفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا؛ و چگونه آن [مهر] را ميستانيد با آنكه از يكديگر كام گرفتهايد، و آنان از شما پيماني استوار گرفتهاند.
اين آيات راجع به طلاق دادن همسر و ازدواج مجدد مىباشد. در آيه قبل، خداوند بيان مىكند اگر زن و شوهر نتوانستند با هم و در كنار هم با صلح و صميميت زندگى كنند از هم جدا شوند، اما شوهر بايد مهريه زن را به صورت كامل پرداخت كند و آيه در واقع لحن مؤاخذه و تعجب دارد كه شوهر با اينكه از همسر كام بر گرفته چگونه راضى مىشود مقدارى از مهر زن را نپردازد.
همانطور كه از ابن عباس، مجاهد و سدى نقل شده است[١] جمله
[١] ٣. طبرسى، مجمع البيان، ج ٣، ص ٤٢.