در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٣٢ - توبه و شرايط آن
چنانچه توبه او واقعى باشد و اصلاح شده باشد به كلى مجازات را از او مرتفع مىسازيم؛ در غير اينصورت توبه ظاهرى و غيرواقعى او را نمىپذيريم.
البته ممكن است اشكال شود كه بسا فردى توبه واقعى مىكند ولى پس از آن مجدداً وسوسه مىشود و گناه را تكرار مىكند؛ در اين صورت حكم چيست؟ آيه مىفرمايد اگر توبه واقعى باشد و اصلاح شده باشد او را رها سازيد؛ اما نفرموده اين اصلاح بايد مستمر باشد يا نه؟ در اينگونه موارد ما دچار ترديد هستيم و نمىتوان به سادگى حكم كرد.
انِمِا التوبِة عَلَي اللهِ لِلَذينَ يعمَلُونَ السُوءَ بِجَهالَة: مقصود از توبه در اين جا، به قرينه (على الله) توبه خداوند است نه توبه بنده. اين توبه خداوند براى كسانى است كه عمل سوء و بدى انجام مىدهند از روى جهالت.
قيد (بجهالة) در اين آيه توضيحى است، چرا كه وقتى انسان كارى را انجام دهد و به سوء بودن آن جاهل باشد، ديگر عقابى ندارد تا توبه لازم داشته باشد. مثلًا شراب را به خيال اين كه آب است بخورد، يا به زن اجنبى به گمان اين كه زن خودش است نگاه كند.
جهالت در اينجا يعنى يا خدا را آنگونه كه شايسته است نمىشناسد، يا خودش را آنگونه كه بايد نمىشناسد و يا معصيت را نمىشناسد. مثل كسانى كه شهوت و هواى نفس بر آنها غالب مىشود و عقل آنها مغلوب مىگردد و مرتكب گناه مىشوند. پس مراد از جهالت، نادانى و بى خبرى نيست، بلكه ندانسته كارى است، اين كه يك لذت آنى را مقدم بر ضرر دائمى بداند، در قرآن از اين به (جهالت) تعبير شده است.