در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٦١ - تعدد زوجات
ثانياً: خداوند متعال در قرآن كريم براى تعدد زوجات شرط گذاشته و فرموده است اگر خوف آن را داشته باشيد كه به عدالت رفتار نكنيد، به همان يك زن اكتفا كنيد، يعنى در صورت عدم رعايت عدالت، تعدد زوجات را جايز نمىشمارد. از طرف ديگر در صورتى كه مرد ميان همسران خود به عدالت رفتار نكند، آنان مىتوانند ادعاى عسر و حرج كرده و عليه او اقامه دعوا نمايند. حال اگر زنى به اختيار خودش به عقد مردى درآيد كه داراى همسر است و مىداند عدالت را رعايت مىكند و همسر يا همسران ديگر او هم ادعاى عسر و حرج نكنند، اين خلاف عدالت است؟ اما اگر اين اجازه و اختيار داده نشود، عدالت است؟!
گذشته از اين كه خداوند تعدد زوجات را كه واجب نفرموده، بلكه به طور مشروط جايز شمرده است.
ثالثاً: زن و مرد را نمىتوان در همه چيز از جمله در اين موضوع با يكديگر مقايسه كرد. همان گونه كه مىدانيد در ميان غيرمسلمانان بسيارند مردانى كه به يك زن اكتفا نكردهاند و با اين همه زندگى آنان متلاشى نشده است؛ اما اگر قانون به زن اجازه تعدد شوهران را بدهد زندگى او و خانوادهاش متلاشى مىشود. علاوه بر اين كه اختلافات زيادى- از قبيل اختلافات انساب و اولاد- پديد مىآيد و راه مطمئن و فراگيرى براى جلوگيرى از آن وجود ندارد.
رابعاً: هدف از ازدواج از نگاه قرآن، ايجاد آرامش در زندگى است: لِّتَسْكُنُوا إِلَيهَا.
بنابراين تعدد زوجات و ازدواج مجدد هم بايد در راستاى اين