در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٥٨ - تعدد زوجات
مَلَكَتْ أَيمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُواْ؛ و اگر ترسيديد كه درباره يتيمان به قسط رفتار نكنيد [با آنان ازدواج نكنيد] سپس آنچه براى شما از زنان خوش آمد، به نكاح در آوريد؛ دو تا، سه تا، چهار تا؛ پس اگر ترسيديد كه عادلانه رفتار نكنيد، پس يك زن يا آنچه مالك آنيد بسنده كنيد. اين نزديكتر است به آنكه ستم نكنيد.
وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فِي الْيتَامَى برخى قسط و عدل را تقريباً مرادف دانستهاند، اما ابن عاشور مىگويد: ميان اين دو واژه تفاوت وجود دارد.[١] از نگاه او قسط، پا روى حق نگذاشتن، حق را زنده كردن و حق گفتن است، هر چند در مقابل او كسى نباشد و معارض نداشته باشد، اما عدل در جايى است كه يك مطلب بين دو يا چند نفر باشد و يكى از آنها در مقابل ديگرى حق بگويد.
در اين آيه بايد توجه داشت كه «فانكحوا» جزاى «و إن خفتم» نيست. جزاى «و إن خفتم» محذوف و در تقدير است و در واقع اين طور بوده كه اگر ترسيديد كه با آنها به عدالت رفتار نكنيد با آنان ازدواج نكنيد. و فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء؛ سد مسدّ جزا و جانشين آن واقع شده است. در حقيقت وقتى گفته مىشود كه در صورت ترس از عدم رفتار عادلانه با آنها ازدواج نكنيد، گويا سؤال مىشود پس چه كنيم؟ آيا بدون زن باشيم؟ در پاسخ به اين سؤال مقدر گفته مىشود: فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء؛ پس با زنهاى
[١]. ابن عاشور، التحرير و التنوير، ج ٤، ٢٢٣.