در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٠٧ - مراد از سماء
گسترد و آسمان را بنائى افراشته قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد؛ و بدان از ميوهها رزقى براى شما بيرون آورد؛ پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالى كه خود مىدانيد.
الذى در اين جا براى توصيف خداوند است. در آيه قبل فرمود خداوند را عبادت كنيد. همان خدايى كه شما و پيشينيان را خلق كرد و همان كسى كه زمين را براى شما همچون فرش گسترانيد و آسمان را بر افراشت و سرپناه شما قرار داد.
مراد از سماء
در عرف مردم قديم اين تصور حاكم بود كه آسمان يك جسمى دارد با قطر بسيار بزرگ كه در بالاى سر ما قرار داده شده است، اما امروزه از لحاظ علمى اين ديدگاه نه تنها ثابت نشد، بلكه بطلان آن نيز به اثبات رسيده است و يا اگر جسم باشد آنقدر بالاست كه هنوز بشر با اين همه پيشرفت كه در علم و تكنولوژى كرده به آن نرسيده است.
با تأمل در اين آيه بدست مىآيد كه اين عالم مانند خانهاى است كه تمام لوازم و مايحتاج انسان در آن قرار دارد و آسمان همانند سقف و زمين زير پاى او همانند فرش و ستارگان چراغدانهاى روشن هستند و انسان مالك اين خانه است.[١] شايد مراد از (سماء) فوقيت و بالا بودن آن باشد. شايد هم مراد ابرى است كه در بالاى سر ما قرار دارد و از آن باران مىبارد، عدهاى هم قائلند: مراد از سماء فلك مخصوصى
[١]. على بن محمد، تفسير الخازن، ج ١، ص ٥١.