در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٠٥ - بحثى راجع به تقوا
مىكند، نماز مىخواند اما به چيزى كه توجه ندارد نماز است. عبادات داراى روح هستند و مردم در ظاهر، اعمالى را انجام مىدهند بدون كوچكترين توجه به روح عبادات، نمازى كه بايد منجر به تقواى ما بشود به خاطر نا سالم بودن قلب، ما را متقى نمىكند. در عبادات خضوع و خشوع لازم است و يكى از لوازم تقوى نيز است.
در آيه شريفه خداوند خطاب به مردم مىفرمايد: (اى مردم پروردگار خود را عبادت كنيد همو كه شما و قبل از شما را خلق كرد. شايد تقوا پيشه كنيد). اين آيه بيان مىكند راه متقى شدن عبادت است. عبارت «لعلكم تتقون» تعليل براى «اعبدوا» است، يعنى شما را به عبادت امر مىكنم شايد متقى شويد.[١]
ممكن است گفته شود لعلكم به معناى (شايد و اميد) مىباشد، حال آنكه اگر كسى واقعاً خداوند را بپرستد، حتماً بايد به تقوا برسد، نه اينكه شايد. پس (لعلكم) در اين آيه به چه معنى است؟
در پاسخ بايد گفت: (لعل) حرفى است كه بر رجاء و اميد دلالت مىكند و اميد از وقوع امرى در آينده آنهم وقوعى كه حتماً محقق مىشود خبر مىدهد.[٢]
صاحب المنار بيان كرده: لعل به معنى شك مىآيد و اين با علم خداوند سازگار نيست هر چند شايع است كه (لعل) براى ترجى و اميد است. اما اگر در كلام خداوند آمد به معناى تحقيق و حتميت مىآيد.[٣]
[١]. ابن عاشور، التحرير و التنوير، ج ١، ص ٣٢٣.
[٢]. همان.
[٣]. رشيد رضا، المنار، ج ١، ص ٢٨٦.