راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٦٥ - باب دوّم در مراتب شبهات و منشأ پيدايش آنها و تميز آنها از حلال و حرام
داشتيم ضررى ندارد.
منشأ سوّم:
شبههاى است كه به وسيله سبب محلّل با معصيتى ارتباط و پيوستگى دارد و اين ارتباط يا از طريق لواحق، يا مقدمات و يا در جهت عوض است و اين معصيت از جمله معاصيى است كه باعث فساد عقل و باطل ساختن سبب محلّل نمىشود مثال براى آنجا كه معصيت در قراين باشد: خريد و فروش در روز جمعه وقتى كه دعوت به نماز مىكنند و ذبح حيوان با كارد غصبى و جمع كردن هيزم با تبر غصبى و خريد و فروش روى خريد و فروش ديگرى و هر نهيى كه در عقود رسيده و باعث به هم خوردن عقد نمىشود، خود دارى از همه اينها پرهيزگارى است، اگر چه با اين وسايل آنچه به دست مىآيد محكوم به تحريم نمىباشد و ناميدن اين نوع چيزها به شبهه از باب تسامح است، زيرا شبهه در غالب اوقات شامل چيزى است كه اشتباه و نا آگاهى در كار باشد و در اين جا اشتباهى در كار نيست، بلكه معصيت بودن در ذبح با كارد ديگران معلوم است و حلال بودن حيوانى كه سر بريده شده نيز معلوم است، ليكن شبهه گاهى از يك مشابهت پيدا مىشود و استفاده از بعضى از اين امور كراهت دارد و از طرفى كراهت به تحريم شباهت دارد، و اگر مقصود از شبهه اين باشد، ناميدن به شبهه در اين جا بىجهت نيست، اگر نه بايد اين مورد را كراهت ناميد، نه شبهه، و چون مقصود معلوم است ايرادى در نامها نيست. اين كراهت درجاتى دارد از آن جمله كراهت نزديك به حرام است كه پرهيز از آن در دين اهميّت دارد و از جمله كراهتى است كه به نوعى از مبالغه مىانجامد و در نتيجه به ورع مردم وسواس منتهى مىشود و بين اين دو مرتبه، درجاتى است كه به يكى از آنها متمايل است بنابراين، كراهت در خوردن شكار سگ غصبى بيش از خوردن گوشت حيوانى است كه با كارد غصبى سر بريدهاند و يا شكارى كه هدف تير غصبى گردد، زيرا سگ داراى اختيار است و اختلاف است در اين كه آيا شكار مال صاحب سگ است، يا مال صيّاد، و به دنبال اين، بحث بذرى است كه در زمين غصبى بكارند، زيرا زراعت مال صاحب بذر است، ولى شبههدار است.