راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٠ - باب هفتم در مسائل متفرّقهاى كه بسيار مورد نيازند
از صاحب مقامى سود بخش است، مثل اين كه او به دربان بگويد: در كاخ شاه را به روى او نبند يا اين كه مىخواهد جريان را در حضور شاه مطرح كند و بس، اين اجرت حرام است زيرا آن مبلغ در برابر جاه و مقام آن شخص پرداخت شده و در شرع جواز چنين اجرتى ثابت نشده است و نظير آن اجرت پزشك در برابر يك كلمه است كه به يك دارويى راهنمايى مىكند كه تنها او نام آن دارو را مىداند، مانند كسى كه معالجه بواسير يا بيمارى ديگر را تنها او مىداند و جز در برابر مبلغى راهنمايى نمىكند، زيرا عمل اين شخص ادا كردن كلمهاى مانند يك دانه كنجد است كه قيمت ندارد بنابراين گرفتن عوض براى به زبان آوردن يك كلمه جايز نيست و همچنين به خاطر علمش نيز نمىتواند عوض بگيرد، زيرا عملش را نيز به ديگرى منتقل نكرده است بلكه براى ديگرى نظير علم او حاصل شده است در حالى كه خود او هم عالم باقى مانده! مىگويم: من در صحّت اين مورد بلكه در مطالب قبلى ايشان نيز اشكال دارم.
غزالى گويد: چهارم آن كه هدف از هديه، دوستى و جلب محبّت هديه گيرنده به خود (هديه دهنده) باشد، نه به خاطر عوض معيّنى بلكه به منظور انس گرفتن و تأكيد به خاطر دوستى و صميميّت دلها كه اين كار هدف خردمندان و مورد توجّه افراد عاقل است و در شرع به آن دعوت شده است. پيامبر (ص) فرمود: «به يكديگر هديه دهيد تا همديگر را دوست بداريد.»«٦»
به طور اجمال، انسان هيچ گاه محبّت ديگرى را به خاطر خود محبّت نمىطلبد، بلكه به خاطر فايدهاى كه در محبّت او وجود دارد، مىخواهد ليكن وقتى كه اين فايده مشخص نشده باشد و در ذهنش عوض معيّنى كه هم اكنون يا در آينده آن را بخواهد تجسّم نيافته است، چنين موردى هديه است و گرفتن آن حلال است.
مىگويم: در كافى از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: «از جمله احترام يك مرد از برادر مسلمانش آن است كه هديه او را بپذيرد و از آنچه دارد به او هديه دهد
[٦] الفقيه، ص ٣٨٩، باب هديه.