راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠٨ - ١- مهمترين آفت آن ناتوانى بر كسب حلال است،
حسن خلق دارد و در دين به حدّى كوشاست كه ازدواج او را از ياد خدا باز نمىدارد و با وجود اينها جوانى است كه نياز به آرام ساختن شهوت دارد و تنهاست و نيازمند كسى است كه امور منزل را اداره كند و نيز نياز به رابطه فاميلى دارد. در اين صورت نبايد لجبازى كند، زيرا ازدواج با فوايدى كه دارد، از قبيل به دست آوردن فرزند، براى او بهتر است. اما اگر فاقد اين فوايد و داراى آفات است، عزوبت براى او بهتر است. ولى اگر سود و زيان برابر است كه بيشتر هم چنين است، لازم است كه در ترازوى عدالت هم سهم آن فايده را در افزايش دينش و هم سهم اين آفت را در كاستن از دينش بسنجد، اگر برترى يكى از آنها بر ديگرى به گمان او بيشتر است به همان طرف حكم كند. و روشن ترين فايدهها داشتن فرزند و آرام ساختن شهوت و ظاهرترين آفتها نياز پيدا كردن به كسب حرام و رو بر تافتن از خداى تعالى است امّا به فرض برخورد اين امور با يكديگر، مىگوييم: كسى كه از شهوت در رنج نباشد و مقصود از ازدواجش كوشش براى فراهم آمدن فرزند باشد و آفت نياز به كسب حرام، يا رو تافتن از ياد خدا در كار باشد، عزوبت براى چنين كسى بهترين كارهاست، زيرا در چيزى كه انسان را از ياد خدا باز دارد و همچنين در كسب حرام، خيرى نيست، و موضوع داشتن اولاد نقصان اين دو آفت را جبران نمىكند لذا ازدواج به منظور داشتن فرزند، تلاش موهومى است در جستجوى داشتن فرزند. اما اين كاستى در دين امرى كنونى است، پس حفظ حيات خويشتن و پرهيز از هلاكت مهمتر از تلاش در راه داشتن فرزند است، زيرا فرزند سود زندگى است اما دين اصل و سرمايه آن است و از ميان رفتن ديانت باعث نابودى حيات اخروى و از بين رفتن اصل سرمايه است. بنابراين، چنين فايدهاى (داشتن فرزند) در برابر هيچ يك از اين دو زيان ارزش ندارد. اما اگر به امر داشتن فرزند، نياز به سركوب شهوت نيز- به خاطر شوق نفس به ازدواج- اضافه شود، مطلب ديگرى است كه بايد ببيند اگر تقوا او را مهار نكرده و مىترسد كه مرتكب زنا شود، در اين صورت ازدواج براى او بهتر است، زيرا او بر سر دو راهى مانده است يا اين كه مرتكب زنا شود و يا اين كه مال حرام بخورد،