راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٧٣ - باب اول در فضيلت كسب و تشويق به آن
كه خود ظلم و تبهكارى است و مقصود سلمان هم كه فرمود: «نبايد در حال تجارت و خيانت بميرى». همين است و از تاجر، قصدش آدم افزون طلب است.
و اما اگر انسان به وسيله تجارت بخواهد زندگى خود و فرزندانش را اداره كند در حالى كه مىتوانست از راه گدايى هم آنها را اداره كند، در اين صورت به خاطر حفظ آبرو و احتراز از گدايى، تجارت بهترين كار است و اگر محتاج به گدايى نيست و بدون درخواست، ديگران به او كمك مىكنند باز هم كسب براى او بهتر است چرا كه ديگران به خاطر درخواست به زبان حالش به او كمك مىكنند و در بين مردم، خود منادى تنگدستى خويش است. بنابراين پرهيزگارى و حفظ آبرو بهتر از بيكارى بلكه بهتر از اشتغال به عبادت بدنى است.
نرفتن به دنبال كسب براى چهار گروه بهتر است: ١- عابدى كه به عبادتهاى بدنى [باطنى] مشغول است، ٢- مردى كه در سير و سلوك باطنى است و به عمل قلبى در علوم احوال و مكاشفات اشتغال دارد، ٣- دانشمندى كه سرگرم تربيت علم ظاهر است در امورى كه مردم در دين خود از آن بهرهمند مىشوند مانند كسى كه صاحب فتواست و مفسّر، محدّث و نظاير آنها، ٤- مردى كه دست اندركار مصالح مسلمين و عهدهدار امور مسلمانان است مانند سلطان، قاضى و ناظر بر اموال كه اين افراد هر گاه اموالى را كه براى مصالح عمومى و يا موقوفاتى كه وقف علما و فقراست سرپرستى مىكنند، توجّه ايشان بر اين امور بالاتر از اشتغال به كسب است از اين رو به رسول خدا (ص) وحى شد كه با حمد و سپاس پروردگارت را تسبيح گوى و از جمله سجدهكنندگان باش و وحى نشد كه ثروت جمع كن و در زمره بازرگانان باش، زيرا آن حضرت جامع اوصاف اين چهار گروه بود، با اوصاف بيشترى كه در وصف نگنجد. و اين چهار دسته دو حالت ديگر نيز دارند:
يكى آن كه زندگى آنان وقتى كه كسبى ندارند از دست مردم و زكات و يا صدقهاى است كه بدون نياز به درخواست به خاطر خدا مىدهند، در اين صورت كسب نكردن و اشتغال به همان كارى كه دارند بهتر است زيرا عمل آنها كمك به مردم در امور خير است و به