راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٤١
زن را فروختيم. پيامبر (ص) بهاى او را پس فرستاد و او را آوردند و فرمود: يا همه را با هم بفروشيد و يا همه را با هم نگه داريد.»«٤٧٥»
از آن حضرت است كه «راجع به دو برادر برده و همچنين زن و فرزندانش پرسيدند: آيا مىشود آنها را جدا كردي فرمود: نه، اين عمل حرام است مگر خودشان بخواهند.»«٤٧٦» از آن حضرت نقل كردهاند: «از كوفه كنيزى براى او خريدند. كنيز رفت كه بعضى از كارهاى شخصى خود را انجام دهد، گفت: اى مادر! امام صادق (ع) از او پرسيد: مگر تو مادر دارىي عرض كرد: آرى. راوى مىگويد: امام (ع) دستور داد او را برگرداندند و فرمود: اگر من او را نگاه مىداشتم، ايمن نبودم بر اين كه مبادا براى فرزندانم حادثه ناگوارى پيش آيد.»«٤٧٧»
در كتاب من لا يحضره الفقيه از امام صادق (ع) به نقل از پدرش آمده است كه فرمود: «على بن ابى طالب (ع) فرموده است: هر كس از كنيزان بيش از آنچه به نكاح خود در مىآورد (يا با او نكاح مىكند) در اختيار بگيرد، گناه آنها- اگر زنا كنند- به گردن اوست.»«٤٧٨»
در كافى از آن حضرت نقل شده است: «آن حضرت يكى از غلامانش را پى كارى فرستاد، او دير كرد. امام (ع) به دنبالش فرستاد، ديد خوابيده است بالاى سر غلام نشست و باد مىزدش تا وقتى كه از خواب بيدار شد، امام (ع) به او فرمود: فلانى به خدا سوگند تو اين حق را ندارى كه شب و روز بخوابى شب تو براى خودت و روزت براى ماست.»«٤٧٩»
در كشف الغمّه از امام زين العابدين (ع) نقل شده است كه كنيز آب مىريخت تا آن حضرت براى نماز وضو بسازد، پس چرت او را فرا گرفت، آفتابه از دستش افتاد و امام را مجروح كرد. امام (ع) سرش را به سمت او بلند كرد، كنيز گفت: خداى عزّ و جلّ
٤٧٥ تا ٤٧٧- کافي، ج ٥، ص ٢١٨.
[٤٧٨]- من لا يحضره الفقيه، ص ٤٢٧، شماره ٣، باب احکام الممالک و الأماء.
[٤٧٩]- کافي، ج ٢، ص ١١٢، باب العلم، شماره ٧.