راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٢ - باب هفتم در مسائل متفرّقهاى كه بسيار مورد نيازند
غرامت ناراضى بود، صاحب مال به حساب خودش مىگذارد و اجر آن متعلّق به خود اوست.»«٤٨»
از محمد بن يحيى نقل شده كه عبد الله بن جعفر گفت: «به امام كاظم (ع) نوشتم درباره مردى كه شتر يا گاوى را براى قربانى خريده است، و چون آن را سر بريد در شكمش كيسهاى يافت كه داخل آن چند درهم، يا دينار و يا گوهرى بود اين پول و جواهر مال كيستي مىگويد: امام (ع) در پاسخ نوشت، فروشنده آن را مىشناسد (كه متعلّق به كيست) و اگر فروشنده نشناخت پس آن چيز متعلق به تو است، خداوند آن را روزى تو كرده است.»«٤٩»
در روايت صحيح از عبد الله بن سنان به نقل از امام صادق (ع) آمده است كه فرمود: «هر كس در فلاتى از زمين به چهارپا يا شترى برخورد كرد كه بىسرپرست و خسته افتاده و صاحبش آن را واگذاشته است به اين دليل كه به دنبال او نيامده، ديگرى آن را گرفته و سرپرستى كرده و خرج آن حيوان را داده تا او را از درماندگى و مرگ نجات داده و زنده نگه داشته است، پس آن حيوان متعلّق به اوست و صاحب (اصلى) آن، حقّى بر آن ندارد، و آن همانند شيئى مباح است.»«٥٠»
از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «پارسايى در دنيا به تباه ساختن مال و به حرام شمردن حلال نيست، بلكه پارسايى در دنيا آن است كه بدانچه در دست تو است نبايد مطمئنتر از آن باشى كه نزد خداى عزّ و جلّ است.»«٥١»
و از آن حضرت نقل است كه فرمود: «خداوند به بندهاى، در حالى كه خير او را مىخواهد، سى هزار (درهم)، عطا نمىكند، و فرمود: هرگز كسى ده هزار درهم از راه حلال، جمع نكرده است و آن مبلغ براى مردمانى جمع مىشود، در وقتى كه قوت و
[٤٨] تهذيب، ج ٢، ص ١١٦.
[٤٩]و ٥٠ – همان مأخذ، ص ١١٧.
[٥١]- کافي، ج ٥، ص ٧٠، شماره ٢.