راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٥ - بيان خشم و كين در راه خدا
اعتراض و بعضى با ديده رحمت به ايشان مىنگريستند نه آن كه از آنها دورى كنند. اينها دقايق دينى است كه روش رهروان راه آخرت درباره آنها متفاوت است و عمل هر كدام به مقتضاى حال و وقت آن صورت مىگيرد. مقتضاى احوال در اين امور يا مكروه است و يا مستحبّ. بنابراين در مرتبه فضايل قرار دارد و به مرحله تحريم و ايجاب نمىرسد، زيرا آنچه تحت تكليف وارد است اصل خداشناسى و اصل محبّت است و محبّت گاهى از محبوب به ديگرى سرايت مىكند و آن مقدار سرايت كرده، افراط و استيلاى محبّت است و فتوا شامل آن نمىشود و در حق توده مردم از اصل جزو ظاهر تكليف محسوب نمىشود.
بيان مراتب كسانى كه در راه خدا دشمنى مىورزند و چگونگى برخوردشان
اگر بگويى: اظهار خشم و عداوت بالفعل اگر واجب نباشد بىشكّ مستحب است و در حالى كه گنهكاران و بدكاران با هم متفاوتند از كجا بدانيم كه با آنها چگونه رفتار كنيم و آيا با همه آنها يكسان رفتار مىشود يا نهي بدان كه شخص مخالف با امر خدا از اين صورتها خارج نيست: يا در عقيدهاش مخالف است، يا در عملش و مخالف در عقيده هم يا بدعت گذار است و يا كافر و بدعتگذار هم يا ديگران را به بدعت خود دعوت مىكند و يا ساكت است و سكوت هم يا به دليل ناتوانى است و يا از روى اختيار.
بنابراين فساد اعتقادى سه قسم است: اوّل كفر، و كافر اگر حربى باشد بايد كشته شود و يا به بردگى گرفته شود و ذلّت و خوارى بالاتر از اينها نمىشود و اما كافر ذمّى را آزردن روا نيست، مگر آن كه به وسيله اعراض و تحقير او را به حسابشدهترين شيوه واداريم و با ابتدا نكردن به سلام تنفّر خود را ابراز كنيم پس اگر او گفت: سلام عليك، بگويى: و عليك و بهتر آن است كه از معاشرت و معامله و هم خوراك شدن با او خوددارى شود. اما گشاده رويى با او و انس با او همچنان كه با دوستان انس مىگيرى، كراهت شديدى دارد، بقدرى كه اين كراهت هم مرز با تحريم است. خداى تعالى