راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٨٦ - باب سوّم درباره تحقيق و پرسش، اقدام كردن، سهل انگارى و احتمال هر كدام
در روايت سكونى از آن حضرت چنين آمده است: «مردى خدمت امير المؤمنين آمد، عرض كرد: من مالى را كسب كردهام كه در طلب آن به حلال و حرام بودنش توجه نكردم. اكنون مىخواهم توبه كنم ولى حلال را از حرام تشخيص نمىدهم چون درهم آميخته است. امير المؤمنين فرمود: خمس مالت را صدقه بده، زيرا خداوند از اموال به خمس راضى است و ساير مال، از آن تو است».«٢» ما مورد مصرف اين خمس را- ان شاء الله- بيان خواهيم كرد.
غزالى در اين جا سخن را بيش از حد به درازا كشانده است در حالى كه ما با اين حديث مورد اتّفاق ميان علماى شيعه از آن همه حرف بىنيازيم.
غزالى گويد: «نظر دوّم، درباره مصرف مالى است كه جدا مىشود، زيرا وقتى حرام را جدا كردند، سه حالت دارد: يا آن كه مالك معيّنى دارد كه در اين صورت بايد به خود او و يا وارثش پرداخت شود و اگر غايب باشد بايد انتظار كشيد تا بيايد و به خود او داده شود و اگر زيادت و منفعتى داشته است بايد فوايد آن را تا وقت حضور مالك براى او جمع آورى كنند و يا آن كه مالك معيّنى ندارد و از دسترسى به خود او نا اميدند و كسى نمىداند كه آيا او مرده و آيا ورثهاى دارد يا ندارد و چه بسا به دليل زياد بودن تعداد مالكان بازگرداندن مال ممكن نباشد، مانند خيانت در غنيمت جنگى كه پس از تفرقه رزمندگان چگونه مىتوان آنها را جمع آورى كرد و اگر هم ممكن باشد چگونه مىشود يك دينار را بين همه تقسيم كرد و مثلا به هزار يا دو هزار نفر داد پس در اين صورت بهتر است صدقه داده شود و يا آن كه از اموالى است كه براى مصالح عموم مسلمانان در نظر گرفته شده است كه در اين صورت بايد در ساختن پلها، مساجد، رباطها و آبگيرهاى بين راه مكّه و نظاير اين امورى كه در استفاده از آنها هر رهگذرى شريك است، مصرف شود، تا اين كه نفعش براى عموم مسلمانان باشد.
مالي است که حلال و حرامش معلوم نيست يا اجتناب از عمل صاحبش که عدم مبادلات در کسب مال باشد يا اجتناب از مالي که صاحب آن از طرف ظالمي کار ميکند.
[٢]- تهذيب، ج ٢، ص ١١١.