راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩١ - باب سوّم درباره تحقيق و پرسش، اقدام كردن، سهل انگارى و احتمال هر كدام
اگر كسى بگويد: بنابراين اگر هر كسى به اهداف خود توجّه كند پس چه فرقى بين خود و ديگران و بين اين جهت و آن جهت است و مدرك اين تفاوت چيستي
مىگويم: اين مطلب از روايتى معلوم شده كه نقل كردهاند. رافع بن خديج از دنيا رفت و يك شتر آبكش و غلامى كه حجامت مىكرد از او باقى ماند. از رسول خدا (ص) راجع به آن پرسيدند، پيامبر (ص) از كسب حجامت كننده منع كرد و چندين بار مراجعه كردند باز هم منع كرد، گفتند: او چند يتيم دارد، فرمود: درآمد غلام را به شتر آبكش علف بدهند.»«١١» پس اين روايت دليل بر تفاوت بين چيزى است كه او خود مىخورد و چيزى كه شتر او مىخورد و چون راه تفاوت باز شد، تفصيل مطلبى را كه ذكر كرديم بر آن قياس كن!» مىگويم: از طريق شيعه روايتى است كه با سند صحيح از امام صادق (ع) نقل كرديم كه مردى از رسول خدا (ص) درباره كسب حجامت كننده پرسيد، فرمود: تو شتر آبكشى دارىي عرض كرد: آرى، فرمود: در آمد حجامت را به شتر آبكش خود علوفه بده و خودت از آن نخور.»«١٢»
و در روايت ديگرى آمده است: «مردى از انصار غلامى داشت كه شغلش حجامت كردن بود، از رسول خدا (ص) پرسيد فرمود: آيا شتر آبكش دارىي عرض كرد: آرى، فرمود: در آمد غلام را به شتر آبكشت علف بده.»«١٣»
و در روايت صحيح از آن حضرت آمده است: «درباره مردى پرسيدند كه سيصد يا چهارصد درهم دارد و عائلهمند است و شغلى دارد كه كفاف نفقه عيالش را نمىدهد آيا مىتواند به مبلغ موجود متوسل شود و از آن بخورد و زكات نگيرد يا زكات بگيردي
[١١] اين حديث را احمد در مسند، ج ٤، ص ١٤١ از حديث عباية بن رفاعة بن رافع بن خديج نقل کرده و در آن حديث آمده است «که جد وي وقتي که مرد کنيزي به جا گذاشت ...» و ظاهر آن است که مراد از جدّش، رافع باشد، ليکن اين درست نيست، زيرا وي در سال هفتاد و سه و يا هفتاد و چهار از دنيا رفته – چنان که ابن حجر در التقريب و صفي الدّين خزرجي در تذهب الکمال اين مطلب را بصراحت نوشتهاند – و شايد مقصود جد اعلاي وي باشد که ما در کتابهاي تذکره و شرح احوال، به نام او بر نخورديم.
[١٢]و ١٣- تهذيب، ج ٢، ص ١٠٧؛ استبصار، ج ٣، ص ٦٠.