راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٣ - ششم نسيه دادن به تهيدستان
مىگويم: از طريق شيعه، روايتى در كافى آمده است: «رسول خدا (ص) به حكيم بن حزام، اجازه تجارت نداد تا اين كه قول داد، از خريدارى كه پشيمان شود، جنس را باز پس بگيرد و به بدهكار تنگدست مهلت دهد و حق را چه كامل و چه ناقص بگيرد.»«٢٩»
از امام صادق (ع) است: «هر بنده خدا كه در معاملهاى، كالا را از مسلمانى باز پس بگيرد، خداوند در روز قيامت از لغزش او در گذرد.»«٣٠»
[ششم نسيه دادن به تهيدستان]
غزالى گويد: «ششم، در معامله خود قصدش اين باشد كه با گروهى از تهيدستان به نسيه معامله كند و در همان حال تصميم بگيرد تا وقتى كه توانگر نشوند مطالبه نكند، زيرا در ميان پيشينيان صالح كسانى بودهاند كه دو دفتر حساب داشتند، يكى از آنها وضعش نامعلوم و در آن اسامى كسانى از ناتوانان و تنگدستان بود توضيح آن كه فقير غذا و ميوهاى را مىبيند و هوس مىكند و مىگويد:- به طور مثال- پنج پيمانه از اين متاع مىخواهم ولى پول همراهم نيست. فروشنده مىگويد: بگير و هر وقت داشتى پولش را بده و اين شخص از نيكان نيست، بلكه آن كسى از نيكان به شمار مىآيد كه نام او را در دفتر اصلا ننويسد و آن را قرض محسوب نكند بلكه بگويد: هر چه مىخواهى بگير و اگر خداوند به تو داد، ادا كن، اگر نه آن را به تو حلال كردم و تو آزادى، اين بود راههاى تجارت پيشينيان كه امروزه از بين رفته و هر كس اقدام به اين كارها بكند در حقيقت اين سنّت را زنده كرده است.
خلاصه، تجارت وسيله آزمايش مردان است كه بدان وسيله ديانت و تقواى مرد آزموده مىشود، از اين رو گفتهاند:
[٢٩] کافي، ج ٥، ص ١٥١، شماره ٤.
[٣٠]- کافي، ج ٥، ص ١٥٣، شماره ١٦.