راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٢ - باب سوم در آداب غذا دادن به برادرانى كه به ديدن انسان مىآيند
كه براى خوراك لازم خودش مورد نياز است و در باطن راضى به دادن آن نباشد نبايد براى مهمان بياورد. فضيل، بارها مىگفت: همين تكلّفها باعث جدايى بين مردم مىشود، كسى برادر مؤمنش را دعوت مىكند و در پذيرايى خود را به تكلّف مىاندازد، همان تكلّف باعث مىشود كه دوباره نيايد. يكى از بزرگان مىگويد: من باكى ندارم، هر كس از برادران به خانه من بيايند، زيرا خودم را به زحمت نمىاندازم، بلكه هر چه دارم با آن پذيرايى مىكنم در صورتى كه اگر براى او خودم را به زحمت بيندازم از آمدن او ناراضى و ملول خواهم بود.
يكى از بزرگان نقل مىكند: به منزل برادر مسلمانى وارد مىشدم و او خودش را به زحمت مىانداخت، گفتم: برادر! نه تو تنها كه هستى چنين غذايى را مىخورى و نه من پس چرا وقتى به هم مىرسيم غذاى غير معمولى بخوريمي بنابراين يا بايد اين تكلّف را از ميان بردارى و يا من از آمدن خوددارى كنم. اين بود كه او تكلّف را ترك كرد و بدين وسيله ديدار ما پايدار ماند.
از موارد تكلّف آن است كه هر چه در خانه باشد همه را براى مهمان بياورد و به افراد خانواده اجحاف و ستم كند و دل آنها را بيازارد، نقل شده است كه مردى، حضرت على (ع) را دعوت كرد، آن حضرت فرمود: با سه شرط دعوت تو را مىپذيرم و مىآيم:
١- از بازار چيزى نياورى، ٢- اگر چيزى در خانه هست مضايقه نكنى، ٣- به اعضاى خانواده ستم روا ندارى، بعضى از بزرگان از آنچه در خانه داشتند، مقدارى براى مهمان مىآوردند و هيچ نوع خوردنى نبود، مگر اين كه مقدارى از آن را حاضر مىكردند.
شخصى مىگويد: به اتفاق چند نفر بر جابر بن عبد الله وارد شديم، جابر مقدارى نان و سركه براى ما آورد و گفت: «اگر ما را از تكلّف، منع نكرده بودند، براى شما خودم را