راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٦ - حق پنجم گذشت از لغزشها و خطاهاست
برادرت مربوط مىشود، مطلب از اين قرار است. ولى آنچه مربوط به كوتاهى وى در حق تو باشد، لازم است كه تحمّل كنى و گذشت و چشمپوشى نمايى. بنابراين در اين مورد بازگو كردن، نصيحت و خيرخواهى نيست. آرى اگر به گونهاى است كه ادامه آن روش باعث جدايى خواهد شد، در خفا سرزنش كردن بهتر از جدايى است و با كنايه و اشاره گفتن بهتر از تصريح و مكاتبه بهتر از رو در رو گفتن است و تحمّل از همه اينها بهتر است زيرا شايسته است كه هدف تو از برادرت، با مراعات حال و اداى حق و تحمّل تقصيراتش، اصلاح نفس خود باشد نه كمك خواهى و يارى گرفتن از او.
ابو على رباطى گويد: همراه عبد الله مروزى بودم. به صحرا مىرفتيم رو به من كرد و گفت: تو فرمانده مىشوى يا مني گفتم: البته شما. گفت: بنابراين تو بايد از من اطاعت كنى. گفتم: آرى اطاعت مىكنم، آنگاه كيسهاى برداشت و توشه راه را ميان كيسه گذاشت و آن را به پشت گرفت. هر وقت مىگفتم: كيسه را به من بده. مىگفت: مگر من فرمانده نيستمي پس تو بايد اطاعت كنىي شبى باران ما را گرفت. تا صبح بالاى سرم ايستاد در حالى كه عبايى بر دوش داشت و من نشسته بودم مانع باران از من مىشد و من با خود مىگفتم: كاش من مىمردم و نمىگفتم، تو فرمانده باش.
حق پنجم: گذشت از لغزشها و خطاهاست
لغزش دوست يا مربوط به دينش و انجام معصيتى است و يا در حق تو و كوتاهى در برادرى با تو است و يا مربوط به دين و ارتكاب معصيت و باقى ماندن در آن است كه در اين صورت با لطف و ظرافت بايد نصيحتش كنى به طورى كه كژىاش را راست و نادرستىاش را اصلاح كند و حالش را به صلاح و تقوا برگرداند، و اگر نتوانستى و او بر خطاى خود باقى ماند، روشهاى صحابه و تابعين، در ادامه حقّ دوستى و يا جدايى از او متفاوت است. ابو ذر- رضى الله عنه- جدايى را انتخاب كرده مىگفت: هر گاه برادرت روش خود را عوض كرد، همان طورى كه او را دوست مىداشتى، دشمنش بدار. وى اين عمل را به مقتضاى دوستى و دشمنى براى خدا صحيح مىدانست.