راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٠٩ - ١- مهمترين آفت آن ناتوانى بر كسب حلال است،
در اين صورت شرّ كسب حرام كمتر است و اگر اطمينان به خود دارد كه مرتكب زنا نمىشود و با وجود اين قادر بر چشم پوشى از نامحرم نيست، ازدواج نكردن براى چنين كسى بهتر است، زيرا نگاه به حرام و كسب از راه خلاف هر دو حرام است، اما كسب هميشگى است كه به سبب آن خود و خانوادهاش در معصيتند. اما نگاه به نامحرم گاهى اتفّاق مىافتد و تنها خود معصيت مىكند و زودگذر است و نگاه كردن، زناى چشم است، ليكن در صورتى كه به زناى آلت نينجامد از خوردن مال حرام به عفو و بخشش نزديكتر است مگر بترسد كه نگاه كردن، منجر به زنا شود، در اين صورت مربوط مىشود به خوف ارتكاب چنين گناهى و هر گاه چنين مطلبى ثابت شود پس حالت سوّم، يعنى توانايى بر چشم پوشى از نامحرم را دارد، اما افكارى كه دل را مشغول كرده نمىتواند از خود دفع كند در اين صورت ترك ازدواج بهتر است، زيرا عمل قلبى به عفو خداوندى نزديكتر است و تنها هدفش فراغت دل است براى عبادت در صورتى كه با كسب حرام و با خوردن و خورانيدن حرام عبادت ناتمام است. همين طور لازم است آفتها و فوايد را بسنجد و به هر طرف كه بيشتر است حكم كند. و هر كه به اينها احاطه داشته باشد هيچ يك از مشكلات پيشينيان را- كه يك بار تشويق به ازدواج و يك بار از آن منع مىكردند- نخواهد داشت زيرا بر حسب حالات مختلف اشخاص متفاوت است.
مىگويم: راه چاره براى كسى كه تنها به سركوب شهوت نيازمند است يا خوف دچار شدن بر آفات نكاح، آن است كه وسيله عقد منقطع (صيغه) از زنان بهره گرفته و جدا شود، اگر قصدش مصون ماندن از زنا و امثال آن و نيز اجتناب از زيانهاى ازدواج نكردن است، براى چنين مواردى است كه به عنوان نعمتى از جانب خدا و پيامبرش (ص) براى مردم، عقد موقّت (صيغه) در شرع مقرّر شده است، ليكن اهل تسنّن به دليل پيروى از عمر از بركت اين نعمت مشروع محروم گشته و در مهالك افتادهاند، عمر گفت: «دو متعه، در زمان رسول خدا بودند كه من آنها را حرام كردم و مرتكب آنها را مجازات مىكنم.» مقصود عمر از آنها: متعه (عقد موقّت) زنان و حج