راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٧ - باب پنجم در دلسوزى تاجر نسبت به امور مربوط به دين و اهتمام به آخرتش
قتاده اجرت گرفتن دلّال را مكروه مىداند و شايد سبب كراهت آن باشد كه دلال كمتر اتفاق مىافتد كه دروغ نگويد و اغلب از كالا به خاطر تبليغ، تعريف مىكند و براى اين كه اين عمل حدّ و اندازهاى ندارد، گاهى اجرت كم و گاهى زياد است و مقدار اجرت به عمل مربوط نمىشود، بلكه به مقدار ارزش جامه مربوط است، مطابق معمول اين طور است و اين ظلم است. بلكه بايد به مقدار زحمت توجه شود، و علما خريد حيوان را براى تجارت نيز مكروه دانستهاند، زيرا خريدار نمىخواهد حكم الهى- يعنى مرگى كه ناگزير در پى آن است- جارى شود. بعضى گفتهاند: حيوان را بفروش و زمين و نظاير آن چيزهاى بىجان را بخر، و صرّافى را مكروه دانستهاند، زيرا در عمل صرّافى بدور ماندن از ريزه كاريهاى ربا، دشوار است و از طرفى صرّافى در حقيقت، جستن صفات دقيق در چيزهايى است كه توجّهى به جنسيّت آنها نيست، بلكه توجّه به رايج بودن آنهاست و كمتر اتفاق مىافتد كه صرّاف سودى ببرد، مگر با تكيه بر نا آگاه بودن طرف معامله نسبت به صفات دقيق پول و صرّاف هر چند كه محتاط باشد، كمتر اتّفاق مىافتد كه از ربا برى بماند. و براى صرّاف و ديگران شكستن درهم و دينار سالم كراهت دارد، مگر جايى كه در مرغوبيّت آن شك داشته باشد و يا در وقت ضرورت كه مانعى ندارد و علما تجارت لباس پنبه و كتانى را مستحبّ دانستهاند. سعيد بن مسيّب گويد: هيچ تجارتى در نزد من محبوبتر از تجارت لباس پنبهاى و كتانى نيست به شرط آن كه در آن سوگند خوردن نباشد، و در روايت آمده است: «بهترين تجارت شما لباس پنبهاى و كتانى است و بهترين صناعت شما پوست و چرم دوزى است.»«٣»
در حديث ديگرى آمده است: «اگر اهل بهشت تجارت داشتند هر آينه پارچه پنبه و كتان تجارت مىكردند و اگر اهل دوزخ تجارت داشتند هر آينه شغل صرّافى را قبول مىكردند.»«٤»
[٣] اين حديث را صاحب الفردوس – به طوري که در المغني آمده – از اميرالمؤمنين (ع) نقل کرده است.
[٤]- اين حديث را ابومنصور ديلمي در مسند الفردوس – به طوري که در المغني آمده است – به سند ضعيفي از قول ابوسعيد نقل کرده است.