راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٧ - بيان خشم و كين در راه خدا
سرايت مىكند. بنابراين استحباب در اظهار بغض و دشمنى با او، و بريدن از او و تحقير و تقبيح كردن كارهاى او به خاطر بدعتش و بر حذر داشتن مردم از او شديدتر است و اگر چنين كسى در خلوت سلام داد پاسخ دادنش اشكالى ندارد و اگر معلوم شود كه روگرداندن از او و سكوت از جوابش باعث مىشود كه او خودش را به خاطر بدعتش تقبيح كند و در بازداشتن او از بدعتش مؤثر است، پس جواب ندادن بهتر است زيرا هر چند جواب سلام واجب است، ولى با كمترين هدفى ساقط مىشود تا آن جا كه به دليل بودن انسان در حمّام و يا در وقت قضاى حاجت ساقط است و هدف منع از بدعت از اين هدفها بالاتر است. اما اگر در حضور مردم سلام داد، جواب ندادن بهتر است، به خاطر اين كه مردم را از او متنفّر كنيم و بدعت او را در نظر مردم بد جلوه دهيم. همچنين بهتر است كه به او احسان و كمك نشود، بخصوص چيزى كه در انظار مردم باشد فرمود: «هر كه صاحب بدعتى را نكوهش كند خداوند قلب او را پر از امن و ايمان كند و هر كه بدعت گذارى را خوار سازد خداوند او را در روز محشر از هول قيامت ايمن گرداند و هر كه با او بنرمى رفتار كند و گرامىاش بدارد يا با روى باز با وى ديدار كند در حقيقت آنچه را كه خداوند بر محمّد (ص) نازل كرده (قرآن را) سبك شمرده است.»«٦٧»
مىگويم: در كافى به سندهاى صحيح از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود:
«رسول خدا (ص) مىفرمايد: هر گاه پس از من اهل بدعت و شكّ را ديديد، از ايشان بيزارى جوييد و هر چه بيشتر به آنان ناسزا گوييد و از آنان بدگويى كنيد و آنان را درمانده و حيران سازيد تا در فاسد كردن اسلام طمع نكنند و مردم از ايشان بر حذر باشند و از بدعتهاى آنها نياموزند، خداوند بدين وسيله براى شما حسناتى را مقرّر كند و درجات شما را در آخرت بالا ببرد.»«٦٨»
[٦٧] اين حديث را ابونعيم در جلية و هروي در ذمّالکلام از قول ابن عمر – به طوري که در المغني آمده – به سند ضعيفي نقل کرده است.
[٦٨]- کافي، ج ٢، ص ٣٧٥، مقصود از «مباهته» در متن حديث، ملزم کردن آنان به وسيله دلايل قاطع و متحير ساختن آنهاست به طوري که پاسخي نداشته باشند، چنانکه خداي تعالي فرموده است: فَبُهِتَ الَّذي کَفَرَ.