راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٠ - بيان خشم و كين در راه خدا
بده و هر كه داراى آن شرايط نباشد، او را هرگز دوست نشمار: اول آن كه ظاهر و باطنش با تو يكى باشد دوم آن كه افتخار تو را افتخار خودش و ننگ تو را ننگ خودش بداند سوم آن كه مقام و ثروت وضع او را نسبت به تو دگرگون نسازد چهارم آن كه آنچه در توان دارد از تو دريغ ندارد پنجم آن كه جامع تمام حدود و شروط باشد و آن در صورتى است كه تو را در وقت گرفتاريها وانگذارد.»«٩٣»
از آن حضرت نقل شده است كه به عمّار بن موسى فرمود: «عمّار! اگر دوست دارى كه نعمتت پايدار و مروّت براى تو به حد كمال برسد و زندگى براى تو شيرين باشد بردگان و فرومايگان را در كار خود شركت مده، زيرا تو اگر به ايشان امانتى بسپارى آنان خيانت كنند و اگر سخنى با تو بگويند، دروغ بگويند و اگر گرفتار شوى تو را واگذارند و اگر به تو وعدهاى دهند، خلاف كنند.»«٩٤»
آن حضرت فرمود: «دوستى خوبان با خوبان، اجر و مزد براى خوبان است و دوست داشتن بدكاران، به خاطر نيكان، فضيلتى است براى نيكان و دشمنى بدكاران با نيكان افتخارى است براى نيكان و دشمنى نيكان با بدان ذلّت و خوارى است براى بدان.»«٩٥»
در مصباح الشّريعه«٩٦» از آن حضرت نقل شده كه فرمود: «دورى كن از دوستى كسى كه براى طمع يا ترس، يا تنبلى و سستى، و يا خوردن و نوشيدن به سراغ تو آمده است و در پى دوستى با پرهيزگاران باش هر چند كه در تاريكيهاى زمين باشند و هر چند كه عمرت را در جستجوى چنين دوستانى بگذرانى زيرا خداوند عزّ و جلّ پس از پيامبران در روى زمين بهتر از ايشان نيافريده است و خداوند بر بندهاى نعمتى را ارزانى نداشته است كه به پاى نعمت توفيق رفاقت با ايشان برسد. خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد:
[٩٣] کافي، ج ٢، ص ٦٣٩.
[٩٤]و ٩٥ – همان مأخذ، ج ٢، ص ٦٤٠، شماره ٥ و ٦.
[٩٦]- باب ٥٥.