راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٧ - حق دوم كمك به شخص، در برآوردن حاجتها
حق دوم: كمك به شخص، در برآوردن حاجتها
و اقدام به آن پيش از آن كه درخواست كند و مقدّم داشتن آن بر حاجتهاى شخصى، و اين خود مراتبى دارد، همان طورى كه مواسات به مال چند مرتبه دارد. پايينترين مرتبه آن، برآوردن حاجت است در وقت درخواست طرف و توانايى شخص، كه بايد با خوشرويى و شادمانى و اظهار مسرت و قبول منّت باشد. يكى از بزرگان گويد: هر گاه از برادرت درخواست حاجتى كردى و او برآورده نساخت پس آن را دوباره ياد آورى كن كه شايد او فراموش كرده باشد و اگر باز هم بر آورده نكرد، بر او تعظيم كن و اين آيه را بخوان: وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ الله«٧».
جعفر بن محمّد (ع) فرمود: «همانا من براى بر آوردن حاجت دشمنانم شتاب مىكنم از بيم آن كه مبادا من آنها را رد كنم و آنان از من بىنياز شوند.» اين درباره دشمنان است تا چه رسد به دوستان. در ميان پيشينيان كسانى بودند كه مخارج زن و بچّه برادرانشان را پس از مرگ ايشان تا چهل سال بر عهده مىگرفتند و هر روز نزد ايشان مىرفتند و از مال خود خرج آنها را تأمين مىكردند به طورى كه آنها فقدان پدر را احساس نمىكردند، جز اين كه شخص او را از دست داده بودند و هر خوبى كه از پدرشان در زمان حياتش ديده بودند از ايشان مىديدند. يكى از اين بزرگان به خانه برادرش مراجعه مىكرد و مىپرسيد: آيا روغن داريدي آيا نمك داريدي آيا احتياجى داريدي و اين كار را به نحوى انجام مىداد كه برادرش متوجّه نشود.
بدين وسيله محبّت و برادرى ظاهر مىشود، و هر گاه محبّت تا اين اندازه مفيد نباشد كه به برادرش محبّت كند، همان طورى كه به خود محبّت مىكند، پس خيرى در برادرى نيست. ميمون بن مهران گويد: هر كه دوستىاش بىفايده باشد، دشمنىاش نيز بىزيان است.
رسول خدا (ص) فرمود: «بدانيد كه خداوند در روى زمين ظرفهايى دارد و آنها
[٧] انعام / ٣٦: امّا مردگان، خدا آنها را (در قيامت) مبعوث ميکند.