راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٨ - بيان خشم و كين در راه خدا
غزّالى گويد: برخورد با بدعتگزار بىسوادى كه قادر به دعوت نيست و بيم پيروى از او نمىرود، آسانتر است. بنابراين بهتر است كه با درشتى و اهانت از او بدگويى نكنند، بلكه در هنگام نصيحت كردن به او مهربانى و لطف بورزند، زيرا دل مردم عوام زود منقلب مىشود. پس اگر نصيحت سودى نبخشيد و اعراض از او در نظرش بد دانستن بدعت وى بود، در اين صورت اعراض مستحبّ مؤكّد خواهد بود و اگر بداند كه به دليل طبع خشك و نيز عقيده قلبى راسخش، نصيحت بىاثر است، اعراض از وى بهتر است زيرا اگر در نكوهش بدعت پافشارى نشود، در بين مردم شايع و فساد آن همگانى مىشود. امّا كسى كه در مقام عمل مرتكب گناه مىشود، نه در عقيده از دو صورت بيرون نيست: يا به گونهاى است كه ديگران از عمل او آزرده مىشوند مانند ظلم، غصب، شهادت دروغ، غيبت و سخن چينى در بين مردم و امثال آن، اگر از چيزهايى باشد كه تنها به خودش مربوط نمىشود بلكه باعث آزار ديگران نيز مىشود، اين خود نيز بر دو قسم است، يا ديگرى را به فساد مىكشد، مانند صاحب عشرتكدهاى كه مردان و زنان را جمع مىكند و وسايل بدى و فساد را براى اهلش فراهم مىسازد، و يا آن كه ديگرى را دعوت به فساد نمىكند، مانند كسى كه خود ميگسارى و زنا مىكند ولى ديگران را به اين كارها جلب نمىكند. يا آن كه مرتكب گناه كبيره و يا صغيره مىشود و هر كدام از اينها يا اصرار به گناه مىورزند يا اصرار نمىورزند. بنابراين از مجموع اين تقسيمات سه قسم حاصل مىشود و هر كدام در يك رتبه قرار دارد كه بعضى شديدتر از بعضى ديگر است.
پس نبايد با همه به يك نوع رفتار شود.
قسم اوّل كه از همه بدتر است، موردى است كه مردم از آن زيان ببينند، مانند ظلم، غصب و شهادت دروغ، غيبت و سخن چينى. در اين موارد بهتر است كه از اين اشخاص دورى كنند و با آنان معامله و معاشرت نكنند، زيرا معصيت گناهانى كه به آزار مردم مىانجامد شديد است. وانگهى اين گروه نيز به سه قسم تقسيم مىشوند: كسانى كه نسبت به خون مردم ستم روا دارند و كسانى كه نسبت به اموال ظلم كنند و كسانى كه در مورد