راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧٩ - بيان خشم و كين در راه خدا
آبرو و ناموس مردم ستم روا دارند كه بعضى از اينان بدتر از بعضى ديگر هستند و اهانت و دورى از ايشان مستحبّ مؤكّد است و هر گاه اهانت به ايشان باعث جلوگيرى از معصيت آنها و يا ديگران شود، استحباب مؤكدتر و شديدتر خواهد بود.
دوم، صاحب عشرتكده كه وسايل فساد را آماده مىسازد و راههاى فساد را براى مردم آسان مىكند. چنين كسى باعث آزار مردم در دنيا نيست ولى با عمل خودش دين مردم را نابود مىكند و اگر عمل وى موافق با رضايت مردم باشد نظير دسته اول است، ولى عقوبتش از آن كمتر است زيرا معصيت بين بنده و بين خدا به عفو و بخشش نزديكتر است، اما از آن جهت كه به ديگران سرايت دارد مجازات آن شديدتر است و اين مورد نيز مقتضى اهانت و روگرداندن و جواب سلام را ندادن است در صورتى كه بداند اين كارها باعث نوعى جلوگيرى از عمل او و يا ديگران خواهد شد.
سوم، كسى كه ميگسارى كند و يا واجبى را ترك كند و يا مرتكب خلافى مخصوص به خود شود. امر چنين كسى سبكتر است ولى در وقت ارتكاب گناه اگر كسى به او برخورد كند با هر وسيلهاى هر چند با زدن و توهين بايد مانع عمل او شود، زيرا نهى از منكر واجب است و
هر گاه طرف به خود آمد و معلوم شد كه به اين عمل عادت كرده و بر انجام آن اصرار دارد در اين صورت اگر بداند كه نصيحت كردن مانع از تكرار گناه مىشود، نصيحت واجب است و اگر به تأثير نصيحت يقين ندارد ولى اميدوار است، بهتر است كه هم جلوگيرى كند و هم نصيحت كند با مهر و محبت و يا با درشتى، اگر درشتى مفيدتر است. اما دورى كردن از جواب سلام و خود دارى از معاشرت وى در صورتى است كه بداند او بر انجام اين گناه اصرار دارد و نصيحت هم بىفايده است. در مورد اين مطلب اختلاف نظر وجود دارد و روش دانشمندان در اين باره متفاوت است و قول صحيح آن است كه با اختلاف قصد شخص، حكم نيز فرق مىكند. از اين رو مىگويند:
اعمال در گرو نيتهاست، زيرا با مدارا و به چشم رحمت بر مردم نگريستن، نوعى از فروتنى، و در درشتى و اعراض و روگرداندن از كسى نوعى از منع و جلوگيرى است.