راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨٥ - بيان خشم و كين در راه خدا
در امانيم و شما از شرّ ما سلامتيد. مىگويم. حديثى در اين باره قبلا از اهل بيت (ع) گذشت.
در كافى ضمن حديث مرفوعى آمده است كه لقمان به پسرش گفت: پسرم به مردم زياد نزديك مشو كه از قلب آنها دور خواهى شد و از آنها زياد فاصله مگير كه مورد ذلّت قرار خواهى گرفت. هر جنبندهاى، همانند خود را دوست مىدارد و آدميزاده نيز همسان خويش را دوست مىدارد و كالاى خود را جز در نزد طالبانش مگشا. همچنان كه بين گرگ و گوسفند دوستى ممكن نيست، ميان نيكو كار و تبهكار دوستى امكان ندارد. هر كس با غير در تماس باشد، مقدارى در او بياويزد، همچنين هر كس با تبهكار مشاركت كند از راه و روشهاى او بياموزد هر كس جدال را دوست بدارد، دشنام مىدهد و هر كه در جاهاى بد قدم بگذارد، به او تهمت زده خواهد شد، هر كه با رفيق بد رفاقت كند در امان نخواهد ماند و هر كس زبانش را نگاه ندارد، پشيمان مىشود.«٨١»
غزّالى گويد: اما در دوستى با بدعت گذار، اين خطر وجود دارد كه بدعتش سرايت كند و بد يمنى او شامل حال شخص شود در حالى كه سزاوار است انسان از بدعتگذار دورى گزيند و از او جدا شود، ديگر مشخص است كه دوستى و معاشرت با او چه حكمى مىتواند داشته باشد.
مىگويم: در كافى از جعفرى نقل شده كه مىگويد: از ابو الحسن (ع) شنيدم كه مىفرمود: «چگونه است كه من تو را نزد عبد الرّحمن بن يعقوب ديدمي! عرض كرد: او دايى من است. فرمود: او درباره خداى متعال سخن ناروايى مىگويد، و خدا را در حالى كه وصفناشدنى است توصيف مىكند. بنابراين يا با او همنشين باش و ما را ترك كن و يا با ما همنشين باش و او را ترك كن! گفتم: او هر چه مىخواهد بگويد: از گفتار او چه زيانى به من مىرسد اگر من با او همنوا نشومي آنگاه ابو الحسن (ع) فرمود: آيا نمىترسى كه بلايى بر او نازل شود و همه شما را فرا گيردي آيا از داستان آن كسى كه خود از
[٨١] کافي، ج ٢، ص ٦٤١.