راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٠ - ٤- زنى كه مهرش سبك باشد،
خود را نيز به بيش از دوازده اوقيه و يك نشّ تزويج نكرد (اضافه كرد:) اوقيه چهل درهم و هر نشّى بيست درهم است.»«٣٣»
و به اسناد خود از حسين بن خالد نقل كرده، مىگويد: «از ابو الحسن (ع) راجع به مهر السّنه پرسيدم كه چگونه پانصد درهم مىشودي فرمود: خداى تعالى بر خود واجب كرده است كه هيچ مؤمنى نيست كه صد مرتبه الله اكبر و صد مرتبه سبحان الله، و صد مرتبه الحمد للّه و صد مرتبه لا إله إلّا الله و صد مرتبه اللهمّ صل على محمد و آل محمد بگويد و بعد بگويد: بار خدايا از حور العين به همسرى من در آور! مگر اين كه، خداوند از حور العين به همسرى او در آورده و مهريه او را اين مبلغ قرار دهد. سپس خداوند به پيامبرش (ص) وحى فرمود كه مهر السّنه زنان مؤمنه را پانصد درهم قرار دهد و رسول خدا (ص) نيز چنين كرد و هر مؤمنى كه دختر برادر مؤمنش را خواستگارى كند و بگويد: پانصد درهم مهر اوست و او موافقت با تزويج وى نكند، در حقيقت او را عاق كرده است و او سزاوار است كه خداى تعالى از حوريان به همسريش در آورد.»«٣٤»
از آن حضرت منقول است كه فرمود: «مهريه همان است كه مردم توافق كنند و يا دوازده اوقيه و يك نشّ و يا پانصد درهم است.»«٣٥»
از آن حضرت است كه فرمود: «على (ع) وقتى با فاطمه ازدواج كرد، مهريهاش را يك جامه ساده و يك پيراهن و يك فرش از پوست گوسفند قرار داد.»«٣٦»
از ابو جعفر (ع) روايت شده است كه فرمود: «مهريّه حضرت فاطمه (ع) يك جامه ساده و چادر پشمى سياه و يك زره حطمى بود و فرش ايشان از پوست گوسفند بود كه آن را روى زمين مىانداختند و فرش مىكردند و هم روى آن مىخوابيدند، درود خدا بر ايشان باد.»«٣٧»
در روايت ديگرى آمده است: «پيراهن حطمى معادل سى درهم است.»«٣٨»
٣٣ تا ٣٥ – کافي، ج ٥، ص ٣٧٦، شماره ٥، ٦و ٣.
[٣٦]و ٣٧- همان مأخذ، ص ٣٧٧، شماره ١ و ٥.
[٣٨]- همان مأخذ، همان صفحه. زره حطمي زرهي بود که شمشيرها را ميکشت و بعضي گفتهاند: يعني