راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٠ - ١- زن صالح و ديندار باشد
ولىّ ازدواج وى صحيح است و در اقدام حاكم به جاى ولىّ نيز احتمال قوى بر جواز است. در روايت صحيحى از اهل بيت (ع) رسيده است: آن كسى كه اختيار پيمان ازدواج به دست اوست ولىّ امر زن است«٦» و حاكم ولىّ كسى است كه سرپرست ندارد.«٧»
١٨- زنى كه يتيم است، ازدواجش درست نيست، مگر پس از آن كه بالغ شود مىگويم: مطلب بالا عينا در اين جا نيز صادق است.
١٩- يكى از همسران پيامبر (ص) باشد، اعمّ از اين كه پيامبر (ص) با او همبستر نشده و از دنيا رفته باشد و يا با او همبستر شده باشد زيرا اينان مادران مؤمنيناند. البته چنين زنى در زمان ما وجود ندارد. اينها بودند موانعى كه باعث حرمت مىشد.
امّا خصلتهايى كه باعث سعادت زندگى است
و بايد در مورد زن رعايت شود تا ازدواج دوام يابد و هدفهاى آن كاملا بر آورده شود، هشت چيز است: ديندارى، اخلاق، زيبايى، كمى مهريّه، زايا بودن، دوشيزگى و داراى نسب بودن و ديگر اين كه از خويشان نزديك نباشد.
١- زن صالح و ديندار باشد.
اين مسأله مهمى است و لازم است به آن توجّه شود، زيرا اگر زن در خويشتندارى و حفظ عفّت خود، ديندارىاش سست باشد، همسرش را به چيزى نشمرد و او را در بين مردم رو سياه كند و دل او را با نخوت خود نگران كند و زندگى را بر او تيره گرداند. با اين حال اگر شوهر، راه حميّت و غيرت پيش گيرد، بايد هميشه در گرفتارى و اندوه به سر برد و اگر بىتفاوت باشد نسبت به دين و ناموسش سهل انگار است و به كم حميّتى و بىغيرتى متهم خواهد شد. اگر زن علاوه بر ناشايستگى زيبا هم باشد، گرفتارى بيشتر و سختتر خواهد شد، زيرا براى شوهر جدا شدن از او دشوار مىشود و نمىتواند از او دل بكند و نمىتواند خطرى كه او را تهديد
[٦] التهذيب، ج ٢، ص ٢٢٤.
[٧]- اين حديث را در کتب شيعه نيافتم، ابوداوود در سنن، ج ١، ص ٤٨١ و ابن ماجه به شماره ١٨٧٩ نقل کردهاند در حالي که اين حديث مخالف اصول شيعه است مگر مقصود از سلطان امام يا حاکم شرع باشد به کتاب مختلف الشيعه، ج ٢، ص ٩٠ مراجعه کنيد.