راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٩ - حق پنجم گذشت از لغزشها و خطاهاست
سراغ او آمده و بدان وسيله نياز دينى پيدا كرده است. پس سزاوار است از وى مراقبت و به او توجّه شود نه آن كه به حال خود گذاشته شود، بلكه بايد همواره مورد لطف قرار گيرد تا از آن حادثهاى كه گريبانگير او شده رهايى يابد. بنابراين برادرى وسيله و كمكى است در برابر مصائب و حوادث روزگار و اين مورد از سختترين مصائب است و تبهكار هر گاه مصاحب شخص پرهيزگارى باشد و ترس و بيم مداوم او را ببيند، بزودى برمىگردد و از پايدارى بر گناه خود شرم مىكند، بلكه آدم تنبل با شخص حريص در كار همراه مىشود تا از شرم او پركار شود. جعفر بن سليمان گويد: هر وقت من از كار خسته مىشوم به محمّد بن واسع و توجه او به طاعت و بندگى نگاه مىكنم، در نتيجه حال نشاط به عبادت را باز مىيابم و خستگى و كسالت از من دور مىشود و يك هفته بر آن اساس كار مىكنم.
حقيقت مطلب اين است كه، دوستى رابطهاى مانند رابطه خويشاوندى است و خويشاوند را نبايد به سبب ارتكاب معصيت ترك كرد. از اين روست كه خداوند متعال به پيامبرش درباره خويشاوندان مىفرمايد: فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ«٤٠» و آن حضرت نفرمود: من از شما بيزارم، به خاطر اين كه حق خويشاوندى و رابطه فاميلى را رعايت كرده باشد، و ابو درداء نيز به همين مطلب اشاره كرده است وقتى كه به او گفتند آيا برادرت را با وجود اين كه چنين عملى را مرتكب شده، دشمن نمىدارىي
گفت: البتّه عملش را بد مىدانم، وگرنه او برادر من است، برادرى دينى مهمتر از برادرى نسبى است. از اين جهت است كه به حكيمى گفتند: برادرت را بيشتر دوست دارى يا دوستت راي گفت: البتّه برادرم را در صورتى كه دوستم باشد. يكى از بزرگان مىگفت:
چه بسيار برادرانى كه از مادرت زاده نشدهاند. از اين رو گفتهاند: خويشاوندى نيازمند به محبّت است و حال آن كه محبّت نيازمند به خويشاوندى نيست.
امام جعفر صادق (ع) مىفرمايد: «محبت يك روز، رابطه است و محبت يك ماه خويشاوندى و محبت يك سال، خويشاوندى بسيار نزديك است هر كه آن را قطع
[٤٠] شعراء / ٢١٦: اگر آنان نافرماني کردند، بگو: من از کار شما بيزارم.