راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥١ - باب چهارم در آداب مهمانى
بپذيريد. عرض كردند: بسيار خوب، آنگاه امام (ع) براى وقت معينى آنها را دعوت كرد و آنها حضور يافتند آن حضرت بهترين غذا را براى آنها آورد و خود نشست و با آنها غذا خورد.»«١٦» اما سخن آن كه گفت: «وقتى كه دستم را ميان ظرف غذاى كسى مىبرم در حقيقت خودم را در نزد او خوار ساختهام!» بعضى گفتهاند كه اين سخن خلاف سنّت است و هرگز چنين نيست بلكه در صورتى ذلّت و خوارى است كه دعوت كننده از پذيرفتن مهمان خوشحال و به دنبال آن از وى ممنون نباشد و اين مهمانى را نوعى تسلّط بر مهمان محسوب كند، در حالى كه پيامبر خدا (ص) به مهمانى مىرفت زيرا مىدانست كه دعوت كننده منّت او را قبول دارد و مهمانى را نوعى شرافت و اندوختهاى براى خود در دنيا و آخرت مىبيند. بنابراين با اختلاف موارد، حكم رفتن به مهمانى فرق مىكند. اگر احتمال مىدهد كه براى شخصى دادن غذا سنگين است و تنها به خاطر فخر فروشى و يا خودنمايى مهمان دعوت مىكند، پذيرفتن دعوت او جزو سنّت نيست، بلكه در اين صورت بهتر آن است كه به بهانهاى نپذيرند.
٢- سزاوار نيست كه به خاطر دورى راه از قبول دعوت خوددارى كند، همان گونه كه به دليل تنگدستى و نداشتن موقعّيت دعوت كننده نبايد از دعوت او سر باز زند، بلكه در هر مسافتى كه طبق عادت امكان رفتن وجود دارد نبايد به خاطر دورى آن خود دارى كند.
مىگويند: در تورات، يا در كتاب ديگرى چنين آمده است: «يك ميل برو از مريض عيادت كن دو ميل برو، تشييع جنازه كن سه ميل برو، اجابت دعوت كن چهار ميل برو تا برادر دينىات را زيارت كنى.» از اين رو اجابت دعوت و ديدار برادر دينى را مقدم داشته است كه مربوط به اداى حق آدم زنده است، كه بر مرده مقدّم مىباشد.
پيامبر (ص) فرمود: «اگر مرا به كراع غميم دعوت كنند، مىپذيرم.»«١٧» كراع غميم
«١٦» اين حديث را احمد بن مودب در كتاب الفنون آورده همچنان كه در مناقب ساروى ج ٤ ص ٢٣ آمده است
«١٧» اين خبر با اختلاف عبارت قبلا گذشت