راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٩ - فضيلت حلال و مذمت حرام
هم نمىشوند، اين است كه اگر مقدارى از آنها در خورشى و يا خوراكى بيفتد نمىتوان گفت حرام است.»
مىگويم: در كافى از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمود: «خوردن گل مانند گوشت خوك حرام است و هر كه بخورد و در آن حال بميرد من بر او نماز نمىخوانم، مگر خاك قبر (امام حسين (ع)) كه شفاى هر دردى در آن است و هر كه آن را روى ميل نفسانى بخورد، شفا براى او نخواهد بود.»«٣٧»
غزالى گويد: «امّا از روييدنيها هيچ كدام حرام نيست، مگر آنچه باعث زوال عقل و يا زوال حيات و يا از دست دادن سلامتى باشد: زايل كننده عقل مانند بنگ و مى و ساير مسكرات و از بينبرنده حيات زهرها، و نابود كننده سلامتى مانند مصرف بىموقع داروها و تمام اينها به ضرر و زيان بر مىگردد. در مورد شراب و مسكرات مقدار كمتر از حد مسكر آنها نيز با وجود اندك بودن آن حرام است، به دليل حرمت ذاتى و داشتن آن صفت يعنى شدّت نشاط و شادمانى، اما سمّ اگر به دليل كمى و يا مخلوط شدن آن با چيز ديگر از حالت زيان رسانى بيرون شود، حرام نيست.
اما حيوانات به دو قسم خوردنى و نخوردنى تقسيم مىشوند و تفصيل آن در كتاب اطعمه آمده است. قسم خوردنى، وقتى است كه حيوان ذبح شرعى شود و شرايط ذبح كننده و ابزار و نحوه ذبح در آن رعايت شده باشد و تمام اينها در كتاب صيد و ذبايح ذكر شده است و تا وقتى كه ذبح شرعى نشده باشد و يا خود حيوان بميرد، حرام است و جز مرده ماهى و ملخ حلال نيست.»
مىگويم: بر شرط آن كه ماهى از آب زنده بيرون بيايد و ملخ را زنده بگيرند.
غزالى گويد: «و هر حيوانى كه خون جهنده نداشته باشد دليلى جز تنفّر طبع آدمى بر تحريم آن وجود ندارد، و اگر تنفّر نباشد، خوردن آنها بد نخواهد بود و اگر كسى هم پيدا شد كه طبعش تنفّر نداشت به او اعتنا نمىشود، زيرا اين نوع از حيوانات جزو پليديها
[٣٧] کافي، ج ٦، ص ٢٦٥.