راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٦ - فضيلت حلال و مذمت حرام
كار مانع از آتش دوزخ باشد.
آنچه مردم نسبت به آن سهلانگارند از اين درجه است، زيرا در جهت تقوا اين نوع چيزها حلال است، ليكن بيم آن مىرود كه اين سهل انگارى وسيلهاى شود كه به ديگر محرمات منجر شود و آدمى به بىبندبارى خو كند و دست از پرهيزگارى بردارد.
از اين قبيل است داستانى كه على بن معبد نقل كرده و مىگويد: در خانه بكر نشسته بودم، نامهاى را نوشتم و خواستم از خاك ديوار مقدارى بر دارم تا نوشته را خشك كنم سپس گفتم: اين ديوار كه مال من نيست، اما نفس من گفت: خاك ديوار چه ارزشى دارد، اين بود به مقدار نيازم خاك برداشتم، همين كه خوابيدم در خواب ديدم شخصى ايستاده مىگويد: فرداى قيامت خواهند فهميد كسانى كه مىگويند خاك ديوار چه ارزشى دارد! شايد معناى اين حرف آن باشد كه فرداى قيامت مىبيند چگونه مقام و منزلتش پايين مىآيد، زيرا تقوا مقامى دارد كه با از ميان رفتن پرهيز پرهيزگاران از بين مىرود و مقصود آن نيست كه به خاطر انجام آن مستحق مجازات مىشود.
نقل كردهاند: يكى از بزرگان كنار محتضرى بود كه در شب از دنيا رفت گفت:
چراغ را خاموش كنيد كه از اين لحظه براى ورثه در روغن چراغ حقى پيدا شده است.
از يكى از بزرگان راجع به مردى پرسيدند كه در مسجد است، در آن حال براى يكى از پادشاهان عودسوزى مىآورند، مسجد را بخور عود مىگيردي گفت: سزاوار است كه از مسجد بيرون شود، زيرا از عود سودى غير از بوى آن نمىبرند. و اين عمل گاهى نزديك به حرام مىشود، زيرا آن مقدارى از بوى خوش كه در لباس وى مىماند گاهى مورد قصد و رضايت مىباشد و گاهى از روى بخل و نارضايتى است و شخصى كه در مسجد است نمىداند كه طرف نسبت به اين مقدار رضايت دارد يا نه.
و نيز راجع به كسى كه يك برگ از احاديث وى افتاده بود، پرسيدند كه آيا كسى كه آن را يافته مىتواند رونويسى كند، سپس باز گرداندي فرمود: نه، اوّل اجازه بگيرد و